تحلیل نقش بازارچة مرزی ماهیرود در توسعة فضایی- کالبدی منطقة مرزی

با تأکید بر عامل مهاجرت و کاهش محرومیت 

                                    سید هادی زرقانی; هادی اعظمی; اسماعیل علمدار

  مجله جغرافیا و توسعه ناحیه ای (پاییز و زمستان 1393) .سال 12, شماره 23 (1393)

چکیده

اهداف: توسعه و امنیت مناطق مرزی یکی از مهم ترین دغدغه های دولتمردان است. درراستای تحقق این امر، تأسیس بازارچة مرزی یکی از شناخته شده ترین روش های توسعة اقتصادی این نواحی محسوب می شود. این مراکز اقتصادی می توانند نقش قابل توجهی در به ارمغان آوردن توسعه وامنیت مناطق مرزی داشته باشند. در این پژوهش، به بررسی تأثیرات فضایی- کالبدی بازارچة مرزی ماهیرود شهر سربیشه در منطقه، بعد از تأسیس آن پرداخته می-شود.
روش: این پژوهش ازحیث ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی محسوب می شود. اطلاعات موردنیاز پژوهش به دو شیوة کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه، مصاحبه و بازدید میدانی) گردآوری شده اند. اطلاعات گردآوری شده از 135 نفر جامعة نمونه، با استفاده از نرم-افزار SPSS درقالب روش های آماری توصیفی و استنباطی تجزیه وتحلیل شده اند.یافته ها/ نتایج: نتایج حاکی از آن است که با فعال شدن بازارچة مرزی ماهیرود سربیشه، در بخش تغییرات کالبدی اقدامات عمرانی ازقبیل احداث جاده، فراهم نمودن تأسیسات زیربنایی آب، برق، تلفن و مراکز بیمه و بانک صورت گرفته است. در این بازارچه علاوه بر افزایش انگیزه برای سکونت و افزایش اشتغال، کاهش محرومیت را به دنبال داشته است.نتیجه گیری: این بازارچه در سطح خرد در محدودة سکونتگاه های روستایی و در سطح منطقة مرزی، تأثیرات مثبتی در ابعاد کالبدی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی داشته است. این مطلب نشان می دهد که باید به بازارچة مرزی در چارچوب برنامه های آمایش ملی، استانی و مناطق مرزی توجه جدی شود.

کلمات کلیدی

بازارچة مرزی، توسعة فضایی- کالبدی، ماهیرود سربیشه، مهاجرت، محرومیت

 

برای دریافت اصل مقاله  اینجا  کلیک کنید 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ ساعت 16:43 | لینک ثابت |

نقش و جایگاه دیپلماسی شهری در حکمروایی خوب شهری

دکتر سید هادی زرقانی. دانشیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

h-zarghani@um.ac.ir

منصوره اسکندران. دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی. دانشگاه آزاد مشهد

 

چکیده:

    حکمرانی‌شهری از سه حوزه یعنی اداره سیاسی، مدیریت منابع اجتماعی و اقتصادی و تدوین سیاست‌های اجرایی تشکیل می‌شود  که برای تحقق اهداف آن مدیریت‌شهري می‌بایست در سطح ملي، به دنبال راهکارهای اساسي بمنظور حل مشکلات‌شهري باشد و در این مسیر روشهاي ابداعی اداره امور‌شهري را با توجه به شرایط جغرافیایي، اجتماعي، فرهنگي، سیاسي و اقتصادي تطبیق و پیاده سازي نماید.علاوه بر این، در عصر حاضر براثر تحولات اخیر در شهرها و بکارگیری ابزار ارتباطی جدید، علاوه بر بهره‌گیري از الگوي حکمرانی خوب‌شهري که درآن دولت، شهروندان و نهادهاي خصوصي در یک جریان افقي و فرابخشي به مشارکت مي‌پردازند، امکان شبکه سازی و همکاری شهرها در جهت برقراری منافع‌شهری به زمینه فعالیت‌شهری در سطح فراملی افزوده شده است. اینگونه نقش آفرینی سازمانها و نهادهای شهری در قالب دیپلماسی شهری، می تواند منجر به توسعه ابعاد حکمراویی خوب شهری در تمامی حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و حل مشکلات ساختاري و کارکردي شهرها بود. دیپلماسی‌شهری، در کنار سایر شاخص‌های‌شهری در سطح داخلی، به عنوان ابزاری در خدمت نهادهای دولتی و سازمان‌های مدنی در جهت مدیریت نیازهای شهروندان در سطح فراملی مطرح می باشد. این پژوهش با شیوه توصیفی-تحلیلی تلاش دارد تا نقش و جایگاه دیپلماسی‌شهری را در تقویت و توسعه حکمرانی خوب ‌شهری مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار دهد

 کلمات کلیدی:شهر، حکمروایی خوب،مدیریت شهری،دیپلماسی‌شهری

         این مقاله در هفتمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران پذیرفته و منتشر شده است برای دریافت اصل مقاله    اینجا     کلیک کنید

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ ساعت 0:37 | لینک ثابت |

تحلیل فرصت ها و چالشهای روستاهای مرزی در امنیت مرزهای استان خراسان رضوی

           دکتر سید هادی زرقانی . دانشیار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد                    فاطمه بخشی شادمهری . دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوی مشهد

چکیده :
مناطق مرزی به دلیل ویژگیهای خاصی چون مجاورت بادومحیط داخلی وخارجی ترکیب قومی و مذهبی خاص وجود مبادلات وپیوندهای فضایی دوسوی مرزصدور بحران ازکشورهای مجاور و ... درمعرض آسیب ها و تهدیدات مختلفی است و ازاین رو تامین امنیت آنها ازدغدغه های مهم مسئولان به شمار می رود یکی ازمهمترین مولفه های موثردرتامین امنیت مرزها سکونتگاه های شهری و به ویژه روستایی حاشیه مرزاست براین اساس این پژوهش به دنبال بررسی و شناخت نقش و جایگاه روستاهای مرزی درتامین امنیت مناطق مرزی استان خراسان رضوی بااستفاده ازمدل swot می باشد برای حصول بدین مقصود بابهره گیری ازاین تکنیک اقدام به شناخت نقاط قوت و ضعف عوامل داخلی و فرصتها و تهدیدها عوامل خارجی گردید و بااستفاده ازروش تخصیص نقطه ای و نیز طیف لیکرت به اولویت سنجی و رتبه بندی مجموعه عوامل داخلی و خارجی جهت اتخاذبهترین استراتژی SO,WO,ST,WT اقدام شد یافته های پژوهش نشان میدهد راهبردهایی مانند توسعه تعاونیهای تجاری درراستای تلفیق سرمایه های کوچک مرزنشینان فعال سازی بازارچه های مرزی توسعه صنایع تبدیلی کشاورزی درمنطقه و اختصاص غرفه هایی دربازارچه های مرزی و ... نقش مهمی درتوسعه و برقراری امنیت روستاهای مرزی استان خراسان رضوی می باشد

 

این مقاله در همایش ملی مرزنشینی توسعه پایدار و فرصت های سرمایه گذاری ارائه شده است

        برای دریافت اصل مقاله اینجا کلیک نمایید

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 0:10 | لینک ثابت |

فرصت هاي ژئوپلیتیکی جهان اسلام در سازمان كشورهاي صادر كننده گاز

                   سید هادی زرقانی دانشیار  جغرافیای سیاسی.  دانشگاه فردوسی مشهد

  Email:h-zarghani@um.ac.ir

          علی اکبر دبیری. دانشجوی دکتری  جغرافیای سیاسی.  دانشگاه تربیت مدرس تهران

پژوهش‌نامۀ ایرانی سیاست بین‌الملل

سال اول، شماره2، بهار و تابستان 1392

  چكيده:

     در سال 2008، «سازمان كشورهاي صادر كننده گاز »که به اوپك گازي معروف شد با عضویت 11 کشور و با تعيين شهر دوحه به عنوان مقر خود رسما آغاز به كار كرد. اگر چه اين سازمان داراي ماهيتي اقتصادي و تجاري است، اما بسیاری از صاحب نظران شكل گيري اوپك گازي را مقدمه اي براي تحول در ساختار ژئواستراتژيك و ژئوپليتيك جهان مي دانند. از همین رو ست که اروپا و آمريكا كه از بزرگترين مصرف كنند گان گاز طبيعي محسوب مي شوند، شكل گيري اين سازمان را از منظر خود تهديدي بر امنيت انرژي و دستيابي آسان به گاز طبيعي مي دانند و به شدت با آن مخالف هستند. در اين ميان، نكته حائز اهميت اين است كه اكثريت اعضاي اين سازمان را كشورهاي اسلامي تشكيل مي دهند، به طوري كه كشورهاي  جمهوری اسلامی ايران، قطر، اندونزي، برونئي، الجزاير، ليبي، مصر،نیجریه و قزاقستان(ناظر)9 عضو از 13 عضو (11 عضو اصلي و 2عضوناظر) را به خود اختصاص داده اند. ضمن اینکه  با پیوستن کشورهای ترکمنستان، مالزي، ازبکستان، موريتاني، مالي سهم کشورهای اسلامی در این سازمان بیشتر و پررنگ تر خواهد شد. اهمیت روز افزون گاز به عنوان یک منبع انرژی پاک، وابستگی اقتصادی غرب و بخصوص اروپا به گاز صادراتی این سازمان، تاثیر پذیری صنایع نظامی و دفاعی غرب از تحولات بازار گاز، تغییر نقشه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی جهان و کم رنگ شدن نقش آمریکا و غرب در اقتصاد جهانی، افزایش قدرت مانور و چانه زنی اعضای سازمان بخصوص روسیه و جمهوری اسلامی ایران در برابر غرب و آمریکا، ایجاد زمینه برای همگرایی بیشتر کشورهای عضو سازمان و ... از جمله فرصت هایی مناسبی است که به اعتقاد کارشناسان باعث افزایش وزن ژئوپلیتیکی کشورهای عضو بخصوص کشورهای اسلامی در برابر غرب و آمريكا خواهد شد.در اين مقاله تلاش شده تا ضمن بررسی پتانسيل هاي كشورهاي اسلامي در اوپك گازي، زمينه هاي موجود براي بهره گيري از اين سازمان در ارتقاء جايگاه جهان اسلام در نظام ژئوپليتيك جهاني مورد تجزيه و تحليل قرار بگيرد

كلمات كليدي: اوپك گازي ، ژئوپليتيك انرژي ، جهان اسلام ،جمهوری اسلامی ایران ، غرب

 
برای دریافت اصل مقاله اینجا کلیک کنید

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 15:56 | لینک ثابت |

به یاری خداوند متعال، دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری انجمن ژئوپلیتیک ایران با مجوز شماره‌ی 122002/3/3 به تاریخ08/07/1393 از کارگروه علوم انسانی کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور با سردبیری دکتر محمد باقر قالیباف و مدیر مسؤولی دکتر هادی اعظمی با اهداف زیر اقدام به انتشار مجله « جغرافیای سیاسی » می‌نماید:

  1. تولید، ترویج و ارتقای سطح دانش نظری و تجربی مطالعات مربوط به جغرافیای سیاسی ؛
    2. بسترسازی برای آشنایی دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی و فارغ‌التحصیلان حوزه‌ جغرافیای سیاسی با دستاوردهای علمی جدید؛
    3. بسط همکاری و تعامل علمی بین کنشگران حوزه جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک به منظور تبادل آموخته ها و تجربیات و تقویت فضای گفتگو و نقد اندیشه؛
    4. تلاش در جهت استفاده از نتایج تحقیقات توسط سازمان ها و نهادهای مرتبط نظیر وزارتخانه ها ، نیروهای دفاعی و امنیتی کشور، تبیین و ارائه راه حل؛


این مجله به عنوان یک مجله پژوهشی بین رشته‌ای در حوزه مطالعات جغرافیای سیاسی است و برای چاپ و انتشار مقالات علمی- پژوهشی در زمینه جغرافیای سیاسی ، ژئوپلتیک ، علوم سیاسی و روابط بین الملل در نظر گرفته شده است. از این رو از استادان، دانشجویان، محققان و صاحب‌نظران دعوت می‌شود تا آثار و مقالات پژوهشی خود را در زمینه‌های زیر جهت بررسی و چاپ به دفتر مجله ارسال کنند.

  • مطالعات نظری در زمینه مباحث جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک ؛
  • نقش فناوری های جدید IT وICT در جغرافیای سیاسی ، آمایش و سازماندهی سیاسی فضا ؛
  • آمایش دفاعی و امنیتی فضا ؛
  • جهانی شدن و ارتباط آن با جغرافیای سیاسی ؛
  • ارائه نظریه ها ، الگوها و مدل ها در زمینه جغرافیای سیاسی ؛
  • جغرافیای سیاسی فضای شهری ؛
  • مطالعات مرزی ؛
  • آمایش و سازماندهی سیاسی فضا ؛
  • مطالعات منطقه ای جغرافیای انتخابات با محوریت جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک (خلیج فارس ، قفقاز و... )

    علاقه‌مندان می‌توانند آثار و نوشته‌های خود را به آدرس وب سایت  http://pg.um.ac.ir  ارسال نمایند.

    نشانی: مشهد- میدان آزادی- پردیس دانشگاه فردوسی مشهد- دانشکده ادبیات و علوم انسانی- دفتر مجله جغرافیای سیاسی .  کد پستی: 9177948883            تلفن :38806723-051
    پست الکترونیکی : pg@um.ac.ir
    وب سایت: http://pg.um.ac.ir

 

                              

 

 

                                

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۳ ساعت 23:21 | لینک ثابت |

بررسی و شناسایی متغیرهای مؤثر بر بی­ ثباتی نظام سیاسی

فصلنامه ژئوپلیتیک، سال دهم، شماره سوم ،پاییز 1393

دکتر سید هادی زرقانی[1]. دانشیار جغرافیای سیاسی.دانشگاه فردوسی مشهد (نویسنده مسئول)

دکتر هادی اعظمی. دانشیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

راحله احمدی. دانش ­آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگا فردوسی مشهد

 

  چکیده:       

      مهم­ترین دغدغه هر حکومت و نظام سیاسی دست­یابی به ثبات و امنیت پایدار است. ثبات سیاسی حکومت عبارت است از این‎ که ماهیت نظام سیاسی علی‎رغم وجود برخی نوسان‎ها و گذر از بحران‎های مختلف، ثابت و پایدار باقی بماند.از طرفی، هر نظام سیاسی پویا در تعامل با محیط داخلی و خارجی خویش، به ناچار درگیر تنش­ها و بحران­هایی می­شود که اگر نتواند آنها را مدیریت نماید نظام سیاسی دچار بی­ثباتی شده و امنیت آن به شدت در معرض تهدید قرار می­گیرد. بررسی و شناخت متغیرهای مؤثر بر بی­ثباتی نظام سیاسی از جمله روش های مهمی است که می­توان تا حد زیادی در کنترل و مدیریت آنها نقش­آفرینی کرد.دراین پژوهش، مهم­ترین متغیرهای مؤثر بر بی­ثباتی نظام سیاسی، درقالب سه دسته متغیرهای سیاسی،اقتصادی-اجتماعی وفرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است.اطلاعات مورد نیاز تحقیق به دو شیوه کتابخانه­ای و میدانی(پرسشنامه)گردآوری شده است و 146 متغیر، با توجه به نظر نخبگان و صاحبنظران معرفی و مورد آزمون قرار گرفته، سپس این متغیرها وزن­دهی و رتبه­بندی شده­اند و مهمترین متغیرها در هر فاکتور شناسایی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در فاکتور سیاسی وقوع انقلاب، کودتا، جنگ داخلی، کاهش مشروعیت رژیم؛ درفاکتوراجتماعی–فرهنگی؛بروز آشوب‌هاي شهري،نابرابری اجتماعی، فساداداری– مدیریتی، کمبود آزادی‌های مدنی و سرانجام در فاکتور اقتصادی؛ نرخ بالای بیکاری، فساد مالی در نظام سیاسی-اداری،افزایش فقر و محرومیت وتبعیض اقتصادی مهمترین و تأثیرگذارترین متغیرها بوده­اند.

واژگان کلیدی: ثبات، بی­ثباتی، نظام­های سیاسی، شاخص­ها و متغیرها

 

این مقاله در مجله ژئوپلیتیک منتشر شده است برای دسترسی به اصل مقاله  اینجا  کلیک کنید



[1] -    Email: h-zarghani@um.ac.ir                                                                                  

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳ ساعت 21:49 | لینک ثابت |

تحليل ريسك اهميت مراكز حياتي، حساس و مهم كلانشهر مشهد

 

دکتر سید هادی زرقانی. دانشیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

مرتضی رضوی نژاد. کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

h-zarghani@um.ac.ir

 

چکیده :

اکثر حملات و بمباران‌هایی که در جنگ­های شش دهه اخیر در دنیا اتفاق افتاده، متمرکز بر دارایی­های دشمن بوده و همواره متخاصمان در نبرد با یکدیگر سعی داشته‌اند تا توان عملیاتی و خدمات ضروری دشمن خود را به هر طریقی از جمله بمباران و از بین بردن نیروگاه‌های برق، سد­های ذخیره آب، تصفیه خانه­های آب، مراکز استحصال گاز، مراکز فرماندهی و تصمیم­گیری و ... به حداقل کاهش داده تا بتوانند از خلاء موجود استفاده کرده و بر دشمن غلبه نمایند. از این­رو کشورها سعی دارند تا در راستای اقدامات دفاعی و پدافندی خود حداکثر حفاظت را از این مراکز داشته باشند. در این نوشتار با روشی توصیفی تحلیلی و با استفاده پرسشنامه کارشناسان به تعداد 50 عدد سعی شده است: اولاً مراکز با اهمیت ویژه را در کلانشهر مشهد شناسایی و در قالب سه گروه حیاتی، حساس و مهم تقسیم­بندی شوند، دوماً ارزش ریسکی هر کدام از این مراکز را نیز از نظر اهمیت حمله به آن‌ها، به روش تحلیل شبکه­ای (ANP) تببین شد تا مشخص شود هر کدام از این دارایی‌ها نسبت به یکدیگر دارای چه درجه‌ای از اهمیت می‌باشند. در نهایت با استفاده از تحلیل داده در نرم افزار Super Decisions مشخص گردید در گروه مراکز حیاتی در کلانشهر مشهد فقط یک مرکز وجود دارد که با امتیاز 1 بیشترین اهمیت امنیتی را داراست، بعد از آن در گروه مراکز حساس 22 مکان وجود دارد که حرم مطهر امام رضا (ع) و نیروگاه توس به ترتیب با امتیازات 92/0 و 89/0 بیشترین اهمیت را در این رده داشته و در گروه مراکز مهم نیز 20 مکان وجود دارد که تاسیسات شرکت گاز، سیلوی غلات و سد کارده به ترتیب با 87/0، 80/0 و 78/0 در رتبه­های اول تا سوم قرار گرفتند.

 واژگان کلیدی:  اولویت ریسک؛ مراکز حیاتی؛ تحلیل شبکه‌ای؛ کلانشهر مشهد

 

برای دسترسی به متن کامل مقاله     کلیک نمایید

 

shahr.journals.umz.ac.ir/pdf_686_5604e9749cc572e545464fbbeaecc6c8.html

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 0:18 | لینک ثابت |

Call for Papers and Sessions

21st Annual Critical Geography Conference: How Power Happens

Temple University, Philadelphia, PA, November 7-9, 2014

Hosted by Temple University’s Department of Geography and Urban Studies, the 21st Annual Critical Geography Conference hopes to include a wide array of scholars and activists doing work in critical geography.  This year’s overarching theme connotes an exploration of how we understand, follow, imagine, feel, utilize, yield to and alter the workings of power. Power has been theorized from the top down and the bottom up, as structure and as capillary, as productive and destructive, and as both immaterial and material. We hope to use geography’s diverse engagements with power as an entry point for generating discussions across the ‘divides’ of critical geography – specifically divides between approaches attending to structural forces, focusing on knowledge production and meaning making, and/or tracing power into bodies and matter/materiality. As our logo <tucriticalgeography.org> seeks to make clear, the conference locates the question of “how power happens?” at the core of these three areas of inquiry, and calls upon critical geographers to create fruitful conversation and debate within the apparent areas of overlap.

The conference will begin on Friday, November 7th, 2014. The opening evening will feature a keynote address by Dr. Mona Domosh from the Department of Geography at Dartmouth College.

 The program on Saturday, November 8th and Sunday, November 9th will consist of paper sessions, panels, round table discussions, and sessions with alternative formats.

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۳ ساعت 12:22 | لینک ثابت |

بررسي ساختار فضايي قدرت سياسي در ايران باستان

فصلنامه بين المللي ژئوپليتيك ، سال دهم، شماره 1 (پياپي 33)

دکتر هادی اعظمی دانشیار جغرافیای سیاسی  دانشگاه فردوسی مشهد

دکتر سید هادی زرقانی  دانشیار جغرافیای سیاسی    دانشگاه فردوسی مشهد

مسعود حمیدی   دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

چکيده:
ساختار قدرت سياسي و توزيع فضايي آن يكي از مهمترين موضوعاتي مي باشد كه در جغرافياي سياسي مورد بررسي قرار مي گيرد. كشور ايران با تمدن چند هزار ساله، داراي ساختار قدرتي متمركز و بسيط مي باشد و دلايل آن را بايد در ايران باستان و ريشه تشكيل اولين حكومت ايراني (ماد) و سير گرايش به تمركز قدرت جستجو كرد.
تحقيق حاضر با بررسي ساختار فضايي قدرت سياسي در ايران باستان يعني در دوره هاي مادها، هخامنشان، اشكانيان و ساسانيان به كنكاش در دلايل موثر بر ساختار قدرت در ايران باستان مي پردازد و بر اين اساس به نظر مي رسد كه دليل تشكيل اولين دولت متمركز ايران يعني مادهاموقعيت جغرافيايي ايران و و جود دشمن خارجي قدرتمندي به نام آشور مي باشد.
ساختار قدرت در ايران در ابتدا متمركز نبوده بلكه بيشتر حالت اليگارشي داشته است كه اين ساختار رفته رفته به شكل بسيط در آمده و در دوره ساسانيان بهشكل حكومت بسيط متمركز تغيير حالت داد و يكي از مهمترين دلايل آن نفوذ مبلغان مذهبي در ساختار قدرت مي باشد. لازم بهذكر است عواملي ديگر چون وسعت جغرافيايي، و ناهمواريها در الگوي فضايي توزيع قدرت سياسي در ايران موثر بوده اند

   برای دریافت اصل مقاله  اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در پنجشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت 12:50 | لینک ثابت |

بررسی شیوه‌ها و سیاست‌های مدیریت مرز‌ها و نقش آن در امنیت مرز نمونه موردی: مرزهای شرقی ایران(خراسان رضوی – افغانستان)

دکتر سید هادی زرقانی . استاد یار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

دکتر هادی اعظمی . استاد یار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

امین لطفی .  دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

 مجله جغرافیا و توسعه ناحیه ای( بهار و تابستان 1392)  

سال 11, شماره 20 (1392)

چکیده:
مرز سیاسی به پدیده‌ای فضایی اطلاق می‌شود که منعکس کنندة قلمرو حاکمیت یک دولت بوده و مطابق قواعد خاص در مقابل حرکت انسان، انتقال کالا یا نشر افکار و .... مانع ایجاد می‌کند. به اعتقاد بیشتر صاحب نظران، اولین و مهم‌ترین کارکرد مرز، کارکرد دفاعی- امنیتی آن است و دغدغة اصلی حکومت‌ها این است که مرزهای کشورها جز در برخی گذرگاه‌های مجاز غیر قابل نفوذ باشد تا امنیت کشور از ابعاد مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی– فرهنگی مورد تهدید واقع نشود. یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر امنیت مرزها، سیاست‌های کنترل و مدیریت مرزهای بین‌المللی است. کشورهای مختلف متناسب با ویژگی‌های خود ممکن است سیاست مرزهای بسته، باز و یا کنترل¬شده را انتخاب کنند و پیرو آن از طرح¬ها، شیوه¬ها، اقدامات و تجهیزات متفاوتی نیز برای نظارت و کنترل مؤثر مرزهای خود بهره بگیرند. در بین مرزهای ایران و همسایگان، مرزهای شرقی ایران و افغانستان به دلیل وجود شرایط خاص همچون بی‌ثباتی سیاسی و فقدان چتر حاکمیتی فراگیر در افغانستان، ترددهای غیر قانونی اتباع مهاجر، قاچاقچیان و اشرار، حضور و فعالیت گروه‌های مسلح تروریستی همچون طالبان و القاعده و کارتل¬های مواد مخدر و... از جمله مناطق ناامن محسوب شده و تا کنون تلاش‌های متعددی از سوی مقامات و نهادهای مسؤول برای کنترل این مرزها صورت گرفته است. در این پژوهش، سیاست‌ها و روش‌های کنترل و مدیریت مرز در طول مرزهای شرقی(خراسان رضوی و افغانستان) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. گردآوری اطلاعات به شیوة کتابخانه‌ای و میدانی انجام شده و اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار Spss و با روش توصیفی- تحلیلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که سیاست‌ها و شیوه‌های کنترل و مدیریت مرز در طول مرزهای خراسان رضوی و افغانستان نقش مؤثری در کنترل و نفوذناپذیری مرز داشته است.

کلمات کلیدی

مرز بین‌المللی، امنیت مرز، سیاست‌های کنترل مرز، خراسان رضوی، افغانستان.

 

این مقاله در مجله علمی -پژوهشی جغرافیا و توسعه ناحیه ای دانشگاه فردوسی مشهد چاپ شده است برای دسترسی به متن کامل مقاله اینجا   کلیک نمایید

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 1:26 | لینک ثابت |

Geopolitical Challenges of Convergence in Islamic World

Authors     : M. R. Hafeznia; Seyed Hadi Zarghani
 Human Geography  Research quarterly


 PDF (1643 K) 


Introduction
Islamic world is a term applied to the countries in which the majority of populations are Muslims. At the present time, The Islamic world is combination of territories with variety of human and natural variations. Thanks to human and natural resources, strategic position, and common beliefs, the Islamic World is capable to play a role as regional power actor in world geopolitical order; but due to some factors and disagreements, such as religious and ethnic fragments, different political attitudes and political system, lack of independency, political and economic dependency to big state, territorial conflicts and etc, these potentials have unfortunately not been used appropriately so far. It should be mentioned that in spite of disintegrations caused by diversification among Islamic World, there is a context for Convergence and structural and functional incorporation, common interests and needs, common threats and so on which can lead to unity and combination in Islamic World. This article investigates and analyzes the most significant geopolitical challenges for Islamic world Convergence.
The Islamic World covers some vast lands in Asia, Africa and some part of Europe and considering the important geopolitical, geostrategic and geo-economic capabilities it enjoys, this land has many potentialities to become a power in the global geopolitical system. According to the experts, the Muslim countries can achieve their real status in the global power system through the convergence and unity and as the result the ground will be prepared to meet the interests of all Muslim countries via establishing «Islamic Countries Union».


Methodology
This article investigates and analyzes the most significant geopolitical challenges for Islamic world Convergence such as lack of independency, political and economic dependency to big state, religious and ethnic fragments, different political attitudes and political system, territorial conflict and so on which can lead to divergence and schism in Islamic World. This study employs the analytical-descriptive research method using documentation and literature review.


Results and Discussion
There are factors in the way of Muslim countries’ unity such as religious and civilization similarities, structural and practical homogeneity and similarity, common interests and requirements, and the common sense of being threatened that can play role as the main base of convergence. On the other side, unity and convergence in the Islamic World is also faced with some substantial barriers and challenges. The followings are some of the main factors which create distance, separation and divergence among the Muslim nations and governments: The main reason which prevents from the Islamic World categorizing and as the result the regional convergence is the geographical detachment and lack of the land integrity, in such a way that the Islamic World could be categorized into some 11 geographical areas. The other factor is the religious and ideological differences as well as different interpretations of Islam that mostly emphasize their legitimacy and accept the others less and unfortunately some of them accuse the others of being infidel. So, cultism is an important barrier in the unity of Muslim World and the Muslims. The third factor is border and land conflicts between the Muslim countries. Existence of such conflicts especially when they become ideological and political is another main factor of divergence and conflict in the Islamic World. Too much difference in the income and social-economic development of the Muslim countries is one of the other factors led to divergence in the Islamic World and make some big barrier in cooperation of the Muslim countries. Existence of the poles of power with almost the same geopolitical status in the Islamic World and the competition and conflict between them is the other barrier in terms of convergence in the Islamic World. In addition, the Muslim countries’ political, martial, economical, and technological dependence to the world powers in the past and at the present has laid the ground for their interference and also for increasing the gaps and separations in the Islamic World and led to aggravating the conflicts and tensions among the Muslim countries. Finally, the economic structures of Muslim countries including both production and consumption sectors is the other barrier for convergence in the Islamic World. Given that most of the Muslim countries export the raw materials, mineral materials, agricultural products etc on one side and on the other side they import industrial products and foodstuffs from the non-Muslim countries, instead of complementing each other, the Muslim countries are the rivals of each other in the field of trade. These are the main barriers which prevent from the convergence in the Muslim countries and aggravate divergence in them.


Conclusion
In analyzing the divergent and convergent forces in the Islamic World, it seems that the divergent forces act more efficiently than the convergent ones both in terms of the power and number. In other words, despite existence of proper ground for the convergence, it could be said that the convergence process in the Islamic World faces serious challenges and barriers. There is no doubt that removing the barriers in the way of convergence and unity or reducing their role and significance requires conducting comprehensive and scientific studies by the Muslim scientists and preparing precise and realistic strategies. The obvious point is that today’s world requires convergence and unity in the economic, political, cultural and social fields urgently and the globalization trend has led the nations toward the regional and global convergence. In such circle, the Islamic World should relies on the Islam-based convergence more than before.

Keywords
Convergence; Divergence; Geopolitical Challenges.; Integration; Islamic world

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ساعت 1:38 | لینک ثابت |

تعیین دقیق موقًعیت دقیق مسیر حرکت کشتی ها در مرز های دریایی

با استفاده از شبکه حسگر بیسیم


            سید هادی زرقانی. استاد یار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

                 افشین جهان بین. دانشجوی کارشناسی ارشد کامپیوتر . دانشگاه فردوسی مشهد 

         ریحانه صالح آبادی. دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد


چکیده:

افزایش پیچیدگی کنترل مرزهای دریایی و شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی عمدتا از نظر ارزیابی امنیت، به سطح فراتر از توانایی انسان رسیده است. متدولوژی هایی که در حال حاضر برای کنترل مرزهای دریایی و تضمین نیازهای امنیتی ارائه شده است فقط بخشی از انتظارات امنیت دریایی را تامین می کند. آمار مربوط به آسیب پذیری و حملات نشان می دهد که اهداف امنیتی، قابلیت اطمینان و در دسترس بودن تامین نشده اند و وضعیت تهدیدات کلی روز به روز در حال افزایش  است. یکی از این نقاط استراتژیک منطقه دریایی مکران یا سواحل مکران است این منطقه با توجه به اهمیت زیادی که در منطقه دارد از نظر بسیاری از کشورهای قدرتمند بسیار مورد اهمیت بوده است این منطقه شاه راه اصلی برای تجارت جهانی و ارتیاطی با آبهای آزاد است همچنین منطقه فوق استراتژیک از نظر امنیتی است که کوچکترین خللی در آن می تواند امنیت و تجارت منطقه ی خاورمیانه و جهان  را تحت تاثیر خود قرار دهد. در این مقاله به دنبال تکنیک کارا برای تشخیص تردد غیرمجاز در مرزهای دریایی کشور در دریای مکران هستیم که نیاز به کنترل هرچه بهتر آن احساس می شود. با بکارگیری شبکه حسگر بیسیم (WSN) سرعت دسترسی به اطلاعات در نقطه نقطه این منطقه بسیار بالا رفته و این سیستم قادر است حتی با ازکار افتادن رادارها نظامی، کنترل دقیقی روی منطقه داشته باشد و در مواقعی که دشمن سعی دارد با فرستادن امواج رادارهای خودی را از کار بیاندازد این سیستم می تواند یاری رسان بسیار دقیق  در منطقه باشد و با هر نوع آب و هوایی به کار خود ادامه دهد. روش های متعددی برای کنترل این منطقه ارائه شده است اما به نظر می رسد که این روش ها چندان کارا و با قابلیت اطمینان بالایی نیستند. در این این مقاله ضمن بررسی روش های تحلیل آسیب پذیری، تهدید و ریسک، روشی بسیار کارا و دقیق با قابلیت اطمینان بالا را برای تعیین مسیر حرکت کشتی (یا هر عامل متحرکی)، با استفاده از شبکه حسگر بیسیم (WSN) ارائه می دهد.

واژگان کلیدی: شبکه حسگر بیسیم، مرز دریایی ، خلیج مکران

این مقاله در ششمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران با محوریت پدافند غیر عامل در دانشگاه فردوسی مشهد ارائه شده و در مجموعه مقالات همایش منتشر شده است برای دریافت اصل مقاله اینجا  کلیک کنید



نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23:5 | لینک ثابت |