هفتمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران با موضوع جغرافیای سیاسی شهر با همکاری شهرداری تهران در بهمن 1393 برگزار می گردد

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در دوشنبه سوم شهریور 1393 ساعت 20:20 | لینک ثابت |

Call for Papers and Sessions

21st Annual Critical Geography Conference: How Power Happens

Temple University, Philadelphia, PA, November 7-9, 2014

Hosted by Temple University’s Department of Geography and Urban Studies, the 21st Annual Critical Geography Conference hopes to include a wide array of scholars and activists doing work in critical geography.  This year’s overarching theme connotes an exploration of how we understand, follow, imagine, feel, utilize, yield to and alter the workings of power. Power has been theorized from the top down and the bottom up, as structure and as capillary, as productive and destructive, and as both immaterial and material. We hope to use geography’s diverse engagements with power as an entry point for generating discussions across the ‘divides’ of critical geography – specifically divides between approaches attending to structural forces, focusing on knowledge production and meaning making, and/or tracing power into bodies and matter/materiality. As our logo <tucriticalgeography.org> seeks to make clear, the conference locates the question of “how power happens?” at the core of these three areas of inquiry, and calls upon critical geographers to create fruitful conversation and debate within the apparent areas of overlap.

The conference will begin on Friday, November 7th, 2014. The opening evening will feature a keynote address by Dr. Mona Domosh from the Department of Geography at Dartmouth College.

 The program on Saturday, November 8th and Sunday, November 9th will consist of paper sessions, panels, round table discussions, and sessions with alternative formats.

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ساعت 12:22 | لینک ثابت |

بررسي ساختار فضايي قدرت سياسي در ايران باستان

فصلنامه بين المللي ژئوپليتيك ، سال دهم، شماره 1 (پياپي 33)

دکتر هادی اعظمی دانشیار جغرافیای سیاسی  دانشگاه فردوسی مشهد

دکتر سید هادی زرقانی  دانشیار جغرافیای سیاسی    دانشگاه فردوسی مشهد

مسعود حمیدی   دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

چکيده:
ساختار قدرت سياسي و توزيع فضايي آن يكي از مهمترين موضوعاتي مي باشد كه در جغرافياي سياسي مورد بررسي قرار مي گيرد. كشور ايران با تمدن چند هزار ساله، داراي ساختار قدرتي متمركز و بسيط مي باشد و دلايل آن را بايد در ايران باستان و ريشه تشكيل اولين حكومت ايراني (ماد) و سير گرايش به تمركز قدرت جستجو كرد.
تحقيق حاضر با بررسي ساختار فضايي قدرت سياسي در ايران باستان يعني در دوره هاي مادها، هخامنشان، اشكانيان و ساسانيان به كنكاش در دلايل موثر بر ساختار قدرت در ايران باستان مي پردازد و بر اين اساس به نظر مي رسد كه دليل تشكيل اولين دولت متمركز ايران يعني مادهاموقعيت جغرافيايي ايران و و جود دشمن خارجي قدرتمندي به نام آشور مي باشد.
ساختار قدرت در ايران در ابتدا متمركز نبوده بلكه بيشتر حالت اليگارشي داشته است كه اين ساختار رفته رفته به شكل بسيط در آمده و در دوره ساسانيان بهشكل حكومت بسيط متمركز تغيير حالت داد و يكي از مهمترين دلايل آن نفوذ مبلغان مذهبي در ساختار قدرت مي باشد. لازم بهذكر است عواملي ديگر چون وسعت جغرافيايي، و ناهمواريها در الگوي فضايي توزيع قدرت سياسي در ايران موثر بوده اند

   برای دریافت اصل مقاله  اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 ساعت 12:50 | لینک ثابت |

دیپلماسی شهری ،تحلیل نقش شهرها به عنوان بازيگرجديد عرصه روابط بين الملل

 

دکتر سید هادی زرقانی، دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد.ایران[1]

دکتر محمد جواد رنجکش، استادیار روابط بین الملل. دانشگاه فردوسی مشهد.ایران

منصوره اسکندران، دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی،دانشگاه آزاداسلامی. واحدمشهد

مطالعات و پژوهش های شهری و منطقه ای

سال پنجم،شماره بیستم، بهار 1393

 

چکیده:

  همگام با جهانی شدن و با رشد فنآوری اطلاعات و توسعه شبکه های ارتباطی، شهرها درفضایی متشکل ازجریانها به بازیگران اصلی حوزه ارتباط واقتصاد جهانی تبدیل شده اند. تمرکز و همگرایی حوزه های مختلف درشهرها نشان دهنده حرکت سریع جهان به سمت شهری شدن و توسعه هرچه بیشتر کلانشهرها و تبدیل آنها به شهرهای جهانی و در نهایت جهان شهرها می‌باشد. دراين فضا، شهرها باارتقاء جایگاه اقتصادی، سیاسی، فن آوری، فرهنگی و زیر ساختی خود از توان، نفوذ و اعتبار کافی برای اجرای فعالیت‌های دیپلماتیک برخوردار می‌شوند و درراستای فعالیت‌های خود شکل نوینی از دیپلماسی را نمایان می‌سازند که از آن با عنوان دیپلماسی شهری یاد می‌شود. این مقاله از حیث ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی است و تلاش دارد به شیوه اسنادی و در چارچوب بحث دیپلماسی شهری، نقش و کارکرد شهرها را به عنوان بازیگران جدید روابط بین‌الملل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شهرها با ایفای نقش فراملی خود در زمینه‌های امنیت، توسعه, اقتصاد، فرهنگ، شبکه‌سازي، و حضور در سازمانهاي بين‌المللي به بازیگرانی فعال در عرصه روابط بین‌الملل تبدیل شده‌اند.

واژگان کلیدی: شهر، جهاني‌شدن، دیپلماسی‌شهری، روابط بين‌الملل

 

. برای دریافت اصل مقاله  اینجا   کلیک کنید.

 


[1](نويسنده مسئول)                               Email:h-zarghani@um.ac.ir    

 

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 ساعت 0:20 | لینک ثابت |

تحلیل نقش عوامل طبیعی بر نفوذ پذیری و امنیت مرز

با تاکید بر مرزهای شرقی ایران-افغانستان

 

سید هادی زرقانی. استادیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

Email:h-zarghani@um.ac.ir

 

مجله دانش انتظامی خراسان رضوی. سال پنجم. شماره بیست و دوم . زمستان 1392


چکیده:

   مرز های بین المللی خطوطی اعتباری و قرار دادی هستند که اساسا با هدف تعیین حد خارجی سرزمین یک دولت ایجاد شده و از این رو مشخص کننده محدوده حاکمیت دولت برمردم و منابع تحت نفوذش هستند. اندیشمندان برای مرزهای بین المللی نقش و کارکردهای متفاوت سیاسی،نظامی،اقتصادی،اجتماعی قائل هستند ،لیکن بيش‌تر صاحب‌نظران بر کارکرد دفاعی-امنیتی مرز تاکید کرده و معتقدند مهم‌ترين نقش مرز، ايجاد مانع و محدودیت در برابر حركت انسان، كالا و تفكرات است. اهمیت کارکرد بازدارندگی و دفاعی مرز به این دلیل است که عمدتا کشورهای همسایه به عنوان منبع تهدید محسوب شده و تلاش حکومت ها بر این است که مرزهای آنها جز در برخی گذرگاههای مجاز غیرقابل نفوذ باشد تا بدين وسيله حاكميت آن‌ها بر سرزمين خود دچار خدشه نشده و امنيت كشور در ابعاد گوناگون سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي آسيب نبيند. عوامل و متغیرهای مختلف جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی، ژئوپلیتیکی،اجتماعی و فرهنگی بر نفوذ پذیری مرز و افزایش تردد های غیرمجاز مرزی تاثیر دارند. ویژگی های طبیعی و جغرافیایی مرز و مناطق مرزی شامل توپوگرافی و وضعیت ناهمواری ها، وضعیت آب و هوا و شرائط اقلیمی،پوشش گیاهی، رودها و پیکره های آبی مشترک مرزی از جمله متغیرهایی هستند که بر نفوذ پذیری مرزها تاثیر داشته و به تبع آن امنیت مرز و مناطق مرزی را تحت تاثیر قرار می دهند. این مقاله به بررسی نقش و تاثیر عوامل طبیعی (اقلیم، پوشش گیاهی،رودهای و دریاچه های مرزی و...  )بر نفوذ پذیری و امنیت مرزهای شرقی می پردازد. 

         

          برای دریافت اصل مقاله اینجا  کلیک نمایید

 

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ساعت 18:6 | لینک ثابت |

بررسی و تحلیل جایگاه جنگ نرم در پدافند غیر عامل

با تاکید بر تهدیدات اجتماعی و فرهنگی


 دکتر سید هادی زرقانی،استادیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

الهه نورانی جنید آباد ،دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

 

چکیده :

پدافند غیر عامل  به مجموعه اقدامات و تدابیری گفته می شود که بدون بکارگیری سلاح موجب کاهش آسیب پذیری ها و افزایش پایداری در مقابل تهدیدات می شود. در واقع ما تهدیداتی در دو حوزه سخت، نرم داریم که تلاش می شود با مجموعه ای از سیاست ها و اقدامات غیر نظامی به مقابله با آنها بپردازیم تا کاهش آسیب پذیری و افزایش پایداری حاصل شود.در این بین آنچه مورد تهدید قرار می گیرد می تواند شامل افراد و جامعه انسانی، تاسیسات و فضاهای انسان ساخت،محیط زیست و حکومت یا نظام سیاسی باشد. تاکنون رویکرد غالب در مطالعات و پژوهش های پدافند غیر عامل عمدتا تهدیدات سخت مانند حمله نظامی، اقدامات تروریستی و... بوده است و از اینرو آنچه بیشتر به عنوان مولفه مورد تهدید مطرح می شده است، فضای انسان ساخت و مراکز و تاسیسات حیاتی، حساس و مهمی بوده است که وظیفه خدمات رسانی به جامعه را بر عهده داشته است. در این چارچوب عمدتا پژوهش های صورت گرفته در حوزه فنی مهندسی، برنامه ریزی شهری، معماری و شهرسازی و... بوده است و هدف اصلی این نوع پژوهش ها عمدتا این بوده است که با رعایت اصول پدافند غیر عامل چون استتار، اختفاء، پوشش، مقاوم سازی و... مراکز و تاسیسات شهری، حیاتی، حساس و مهم از گزند حملات نظامی و تروریستی دشمن محفوظ بماند. حال آنکه ، امروزه تهدیدات جدیدی در قالب جنگ نرم متوجه افراد، جامعه، نظام سیاسی و حکومت است که بدون استفاده از شیوه ها و تجهیزات خشن سنتی و نظامی، با پیچیده ترین و ظریف ترین روش ها و با کمک ابزار های مدرنی چون ماهواره، اینترنت و... به تخریب و تهدید می پردازند. این پژوهش تلاش دارد با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی و تبیین جایگاه جنگ نرم و تهدیدات ناشی از آن در عرصه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بپردازد و نقش و جایگاه پدافند غیر عامل را در این زمینه ها مورد واکاوی قرار دهد.

واژگان کلیدی:  پدافند غیر عامل، جنگ نرم، فرهنگی، اجتماعی، تهدید


 این مقاله در همایش سراسری پدافند غیر عامل در علوم و مهندسی در دانشگاه امام حسین (ع) ارائه  و در مجموعه مقالات همایش منتشر شده است برای دریافت اصل مقاله اینجا کلیک نمایید.

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ساعت 19:33 | لینک ثابت |

بررسی شیوه‌ها و سیاست‌های مدیریت مرز‌ها و نقش آن در امنیت مرز نمونه موردی: مرزهای شرقی ایران(خراسان رضوی – افغانستان)

دکتر سید هادی زرقانی . استاد یار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

دکتر هادی اعظمی . استاد یار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

امین لطفی .  دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

 مجله جغرافیا و توسعه ناحیه ای( بهار و تابستان 1392)  

سال 11, شماره 20 (1392)

چکیده:
مرز سیاسی به پدیده‌ای فضایی اطلاق می‌شود که منعکس کنندة قلمرو حاکمیت یک دولت بوده و مطابق قواعد خاص در مقابل حرکت انسان، انتقال کالا یا نشر افکار و .... مانع ایجاد می‌کند. به اعتقاد بیشتر صاحب نظران، اولین و مهم‌ترین کارکرد مرز، کارکرد دفاعی- امنیتی آن است و دغدغة اصلی حکومت‌ها این است که مرزهای کشورها جز در برخی گذرگاه‌های مجاز غیر قابل نفوذ باشد تا امنیت کشور از ابعاد مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی– فرهنگی مورد تهدید واقع نشود. یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر امنیت مرزها، سیاست‌های کنترل و مدیریت مرزهای بین‌المللی است. کشورهای مختلف متناسب با ویژگی‌های خود ممکن است سیاست مرزهای بسته، باز و یا کنترل¬شده را انتخاب کنند و پیرو آن از طرح¬ها، شیوه¬ها، اقدامات و تجهیزات متفاوتی نیز برای نظارت و کنترل مؤثر مرزهای خود بهره بگیرند. در بین مرزهای ایران و همسایگان، مرزهای شرقی ایران و افغانستان به دلیل وجود شرایط خاص همچون بی‌ثباتی سیاسی و فقدان چتر حاکمیتی فراگیر در افغانستان، ترددهای غیر قانونی اتباع مهاجر، قاچاقچیان و اشرار، حضور و فعالیت گروه‌های مسلح تروریستی همچون طالبان و القاعده و کارتل¬های مواد مخدر و... از جمله مناطق ناامن محسوب شده و تا کنون تلاش‌های متعددی از سوی مقامات و نهادهای مسؤول برای کنترل این مرزها صورت گرفته است. در این پژوهش، سیاست‌ها و روش‌های کنترل و مدیریت مرز در طول مرزهای شرقی(خراسان رضوی و افغانستان) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. گردآوری اطلاعات به شیوة کتابخانه‌ای و میدانی انجام شده و اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار Spss و با روش توصیفی- تحلیلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که سیاست‌ها و شیوه‌های کنترل و مدیریت مرز در طول مرزهای خراسان رضوی و افغانستان نقش مؤثری در کنترل و نفوذناپذیری مرز داشته است.

کلمات کلیدی

مرز بین‌المللی، امنیت مرز، سیاست‌های کنترل مرز، خراسان رضوی، افغانستان.

 

این مقاله در مجله علمی -پژوهشی جغرافیا و توسعه ناحیه ای دانشگاه فردوسی مشهد چاپ شده است برای دسترسی به متن کامل مقاله اینجا   کلیک نمایید

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ساعت 1:26 | لینک ثابت |

Geopolitical Challenges of Convergence in Islamic World

Authors     : M. R. Hafeznia; Seyed Hadi Zarghani
 Human Geography  Research quarterly


 PDF (1643 K) 


Introduction
Islamic world is a term applied to the countries in which the majority of populations are Muslims. At the present time, The Islamic world is combination of territories with variety of human and natural variations. Thanks to human and natural resources, strategic position, and common beliefs, the Islamic World is capable to play a role as regional power actor in world geopolitical order; but due to some factors and disagreements, such as religious and ethnic fragments, different political attitudes and political system, lack of independency, political and economic dependency to big state, territorial conflicts and etc, these potentials have unfortunately not been used appropriately so far. It should be mentioned that in spite of disintegrations caused by diversification among Islamic World, there is a context for Convergence and structural and functional incorporation, common interests and needs, common threats and so on which can lead to unity and combination in Islamic World. This article investigates and analyzes the most significant geopolitical challenges for Islamic world Convergence.
The Islamic World covers some vast lands in Asia, Africa and some part of Europe and considering the important geopolitical, geostrategic and geo-economic capabilities it enjoys, this land has many potentialities to become a power in the global geopolitical system. According to the experts, the Muslim countries can achieve their real status in the global power system through the convergence and unity and as the result the ground will be prepared to meet the interests of all Muslim countries via establishing «Islamic Countries Union».


Methodology
This article investigates and analyzes the most significant geopolitical challenges for Islamic world Convergence such as lack of independency, political and economic dependency to big state, religious and ethnic fragments, different political attitudes and political system, territorial conflict and so on which can lead to divergence and schism in Islamic World. This study employs the analytical-descriptive research method using documentation and literature review.


Results and Discussion
There are factors in the way of Muslim countries’ unity such as religious and civilization similarities, structural and practical homogeneity and similarity, common interests and requirements, and the common sense of being threatened that can play role as the main base of convergence. On the other side, unity and convergence in the Islamic World is also faced with some substantial barriers and challenges. The followings are some of the main factors which create distance, separation and divergence among the Muslim nations and governments: The main reason which prevents from the Islamic World categorizing and as the result the regional convergence is the geographical detachment and lack of the land integrity, in such a way that the Islamic World could be categorized into some 11 geographical areas. The other factor is the religious and ideological differences as well as different interpretations of Islam that mostly emphasize their legitimacy and accept the others less and unfortunately some of them accuse the others of being infidel. So, cultism is an important barrier in the unity of Muslim World and the Muslims. The third factor is border and land conflicts between the Muslim countries. Existence of such conflicts especially when they become ideological and political is another main factor of divergence and conflict in the Islamic World. Too much difference in the income and social-economic development of the Muslim countries is one of the other factors led to divergence in the Islamic World and make some big barrier in cooperation of the Muslim countries. Existence of the poles of power with almost the same geopolitical status in the Islamic World and the competition and conflict between them is the other barrier in terms of convergence in the Islamic World. In addition, the Muslim countries’ political, martial, economical, and technological dependence to the world powers in the past and at the present has laid the ground for their interference and also for increasing the gaps and separations in the Islamic World and led to aggravating the conflicts and tensions among the Muslim countries. Finally, the economic structures of Muslim countries including both production and consumption sectors is the other barrier for convergence in the Islamic World. Given that most of the Muslim countries export the raw materials, mineral materials, agricultural products etc on one side and on the other side they import industrial products and foodstuffs from the non-Muslim countries, instead of complementing each other, the Muslim countries are the rivals of each other in the field of trade. These are the main barriers which prevent from the convergence in the Muslim countries and aggravate divergence in them.


Conclusion
In analyzing the divergent and convergent forces in the Islamic World, it seems that the divergent forces act more efficiently than the convergent ones both in terms of the power and number. In other words, despite existence of proper ground for the convergence, it could be said that the convergence process in the Islamic World faces serious challenges and barriers. There is no doubt that removing the barriers in the way of convergence and unity or reducing their role and significance requires conducting comprehensive and scientific studies by the Muslim scientists and preparing precise and realistic strategies. The obvious point is that today’s world requires convergence and unity in the economic, political, cultural and social fields urgently and the globalization trend has led the nations toward the regional and global convergence. In such circle, the Islamic World should relies on the Islam-based convergence more than before.

Keywords
Convergence; Divergence; Geopolitical Challenges.; Integration; Islamic world

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در سه شنبه دهم دی 1392 ساعت 1:38 | لینک ثابت |

تعیین دقیق موقًعیت دقیق مسیر حرکت کشتی ها در مرز های دریایی

با استفاده از شبکه حسگر بیسیم


            سید هادی زرقانی. استاد یار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

                 افشین جهان بین. دانشجوی کارشناسی ارشد کامپیوتر . دانشگاه فردوسی مشهد 

         ریحانه صالح آبادی. دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد


چکیده:

افزایش پیچیدگی کنترل مرزهای دریایی و شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی عمدتا از نظر ارزیابی امنیت، به سطح فراتر از توانایی انسان رسیده است. متدولوژی هایی که در حال حاضر برای کنترل مرزهای دریایی و تضمین نیازهای امنیتی ارائه شده است فقط بخشی از انتظارات امنیت دریایی را تامین می کند. آمار مربوط به آسیب پذیری و حملات نشان می دهد که اهداف امنیتی، قابلیت اطمینان و در دسترس بودن تامین نشده اند و وضعیت تهدیدات کلی روز به روز در حال افزایش  است. یکی از این نقاط استراتژیک منطقه دریایی مکران یا سواحل مکران است این منطقه با توجه به اهمیت زیادی که در منطقه دارد از نظر بسیاری از کشورهای قدرتمند بسیار مورد اهمیت بوده است این منطقه شاه راه اصلی برای تجارت جهانی و ارتیاطی با آبهای آزاد است همچنین منطقه فوق استراتژیک از نظر امنیتی است که کوچکترین خللی در آن می تواند امنیت و تجارت منطقه ی خاورمیانه و جهان  را تحت تاثیر خود قرار دهد. در این مقاله به دنبال تکنیک کارا برای تشخیص تردد غیرمجاز در مرزهای دریایی کشور در دریای مکران هستیم که نیاز به کنترل هرچه بهتر آن احساس می شود. با بکارگیری شبکه حسگر بیسیم (WSN) سرعت دسترسی به اطلاعات در نقطه نقطه این منطقه بسیار بالا رفته و این سیستم قادر است حتی با ازکار افتادن رادارها نظامی، کنترل دقیقی روی منطقه داشته باشد و در مواقعی که دشمن سعی دارد با فرستادن امواج رادارهای خودی را از کار بیاندازد این سیستم می تواند یاری رسان بسیار دقیق  در منطقه باشد و با هر نوع آب و هوایی به کار خود ادامه دهد. روش های متعددی برای کنترل این منطقه ارائه شده است اما به نظر می رسد که این روش ها چندان کارا و با قابلیت اطمینان بالایی نیستند. در این این مقاله ضمن بررسی روش های تحلیل آسیب پذیری، تهدید و ریسک، روشی بسیار کارا و دقیق با قابلیت اطمینان بالا را برای تعیین مسیر حرکت کشتی (یا هر عامل متحرکی)، با استفاده از شبکه حسگر بیسیم (WSN) ارائه می دهد.

واژگان کلیدی: شبکه حسگر بیسیم، مرز دریایی ، خلیج مکران

این مقاله در ششمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران با محوریت پدافند غیر عامل در دانشگاه فردوسی مشهد ارائه شده و در مجموعه مقالات همایش منتشر شده است برای دریافت اصل مقاله اینجا  کلیک کنید



نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در جمعه بیست و دوم آذر 1392 ساعت 23:5 | لینک ثابت |
 

                  بنیانگذار جغرافیای سیاسی تورگو و کانت است نه راتزل

بعد از ظهر امروز از طریق سیستم ویدئو کنفرانس در گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد شاهد سخنرانی استاد بزرگوار جناب آقای دکتر حافظ نیا بودیم که در قطب علمی دانشگاه تربیت مدرس تهران برگزار می شد. مانند همیشه دکتر حافظ نیا حرفهایی علمی، ناب و شنیدنی داست. دکتر حافظ نیا در این سخنرانی به نتیجه مطالعات خود در دو کشور آلمان و فرانسه اشاره کرد و  جمع بندی سخنان دکتر حافظ نیا این بود که تورگو اندیشمند و سیاستمدار معروف در ۱۷۵۱ و کانت فیلسوف نامی در ۱۷۵۷ اولین بار به موضوع جغرافیای سیاسی پرداختند  و  نه تنها برای بار واژه جغرافیای سیاسی را بکار بردند بلکه با ذکر مطالبی مفصل به تبیین فلسفی این رشته پرداختند. در واقع نتایج تحقیقات دکتر حافظ نیا این عقیده را که راتزل بناینگذار جغرافیای سیاسی است رد کرد و نشان داد استفاده از واژه جغرافیاسی سیاسی و همچنین تبیین فلسفی و ماهیت این رشته از جغرافیا اولین بار حدود  ۲۶۰ سال قبل توسط این دو اندیشمند انجام شده است. برای من و خیلی از دوستان که کانت را یک فیلسوف تمام عیار می دانستیم، دانستن این مطلب که کانت در واقع یک جغرافیدان بزرگ بوده که ضمن تالیف کتاب ها و مقالاتی در این حوزه حدود ۴۵ ترم به ندریس جغرافیا پرداخته است خیلی بدیع و جالب بود. آقای دکتر وعده دادند در قالب مقالاتی جدید ابعاد مختلف این پژوهش را در اختیار جامعه علمی قرار دهند و این چند سطر فقط ذکر خبر گونه ای از یافته های استاد عزیز جناب آقای دکتر حافظ نیا است که علیرغم بیماری رنج سفر به دو کشور آلمان و فرانسه را بر خود هموار نموده و با شور شوقی وصف ناپذیر و تلاشی خستگی ناپذیر به تحقیق در این مورد پرداخته و با کمک  اسناد دست اول این موضوع مهم را مورد بررسی قرار دادند. به عنوان یک دانش آموخته جغرافیای سیاسی همواره از اینکه در محضر چنین استادی شاگردی نموده ام بر خود می بالم و بنوبه خود تشکر  و سپاس خالصانه خود را از این تلاش کم نظیر علمی ابراز می کنم. استاد پر تلاش، عزیز، خستگی ناپذیر و دوست داشتنی دست مریزاد و خدا قوت ....

   

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در دوشنبه سیزدهم آبان 1392 ساعت 22:5 | لینک ثابت |

تحلیل نقش متغیر همسایگی در الگوی رأی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دورة دهم

                        سید هادی زرقانی . استاد یار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

                    مرتضی رضوی نژاد. کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

                                مدرس علوم انسانی، دوره هفدهم، شماره ۳، پاییز ۱۳۹۲

چکیده:

جغرافیای انتخابات از شاخه‌های جغرافیای سیاسی است که به مطالعة جنبه‌های جغرافیاییِ انتخابات مانند سازمان‌دهی فضایی انتخابات، تنوعات فضایی در الگوهای رأی‌گیری و تأثیر عوامل محیطی و فضایی در تصمیم‌های رأی‌دهندگان می‌‌پردازد. عواملی که به‌لحاظ موقعیتی، جغرافیایی و فضایی نوع تصمیم‌گیری‌های انتخاباتی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند، بسیار گسترده‌اند. یکی از این عوامل پدیدة همسایگی است که از عوامل اثرگذار در رفتار سیاسی شهروندان و پیدایش الگوهای فضایی انتخابات به‌شمار می‌آید. منظور از مقولة همسایگی این است که ساکنان یک محدودة خاص (محله، روستا، شهر و استان) در قالب رأی‌دهندگان، با نامزدی که در آن مکان زاده شده است یا زندگی می‏کند، همزادپنداری بیشتری دارند و تصور می‏کنند که نامزد محدوده (زادگاه)‌شان تنگناها و مشکلات آنان را بهتر درک می‌‌کند؛ ازاین‌رو بیشتر به او رأی می‌دهند. این پژوهش به‌دنبال بررسی و تحلیل نقش متغیر همسایگی در الگوی رأی کاندیداهای دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری در ایران است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و برای تبیین بهتر موضوع با استفاده از نرم‌افزار GIS نقشه‌های انتخاباتی ترسیم شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد متغیر همسایگی در الگوی رأی سه کاندیدا از چهار کاندیدا یعنی آقایان محسن رضایی، محمود احمدی‌نژاد و مهدی کروبی تأثیر زیادی داشته است و دربارة آقای میرحسین موسوی این تأثیر مشهود نیست و به عبارت دقیق‌تر، عوامل دیگر در مرحلة بالاتری قرار دارند. 
 

واژگان کلیدی: جغرافیای انتخابات؛ تأثیر همسایگی؛ انتخابات ریاست جمهوری دهم

 برای دریافت اصل مقاله اینجا  کلیک کنید

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 ساعت 23:33 | لینک ثابت |

تحلیل ژئوپلیتیکی روابط ایران و آمریکا ، یک معادله چند مجهولی

این روزها و پس از سفر جناب آقای دکتر روحانی به نیویورک و ملاقات های پیش آمده، بحث رابطه با آمریکا به موضوعی داغ در سطح رسانه های ملی، منطقه ای و جهانی تبدیل شده است و کارشناسان و صاحبنظران مختلف بر اساس دیدگاهها و رویکردهای مختلف به بررسی و تحلیل این رویداد می پردازند. اگر چه پیش از این در مورد افغانستان وعراق نیز در مورد مسائل جاری مذاکراتی بین ایران و آمریکا صورت گرفته بود اما ملاقات رو در روی وزرای خارجه ایران و آمریکا و همچنین تماس تلفنی دو رئیس جمهور تاکنون بی سابقه بوده است و از اینرو نقطه عطفی در روابط دو کشور بعد از انقلاب اسلامی به شمار می رود. صرفنظر از اینکه این دیدارها تا چه میزان در راستای منافع ملی بوده است و یا چه نتایجی برای ایران و آمریکا به همراه خواهد داشت، نگارنده در این یادداشت بر آن است تا به تحلیل ژئوپلیتیکی روابط ایران و آمریکا بپردازد و نقش بازیگران موثر در رابطه را در سطوح ملی، منطقه ای و جهانی مورد  واکاوی قرار دهد. در واقع مسئله اصلی این یادداشت این است که در موضوع برقراری روابط ایران و آمریکا چه بازیگرانی و با چه اهداف و منافعی نقش ایفا می کنند.

        هسته اصلی دانش ژئوپلیتیک رقابت قدرت است و  بر اساس این رویکرد بازیگران در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و ... دائما برای کسب و حفظ قدرت به رقابت با یکدیگر می پردازند. از این منظر، چون برقراری روابط ایران و آمریکا موجب کاهش قدرت بازیگری برخی از بازیگران منطقه ای و جهانی می شود و در واقع از وزن و منزلت ژئوپلیتیکی آنها می کاهد لذا به طور علنی یا در خفی با آن مخالفت کرده و تلاش می کنند تا جاییکه در توان دارند مانع از برقراری این روابط شوند. به عبارت دقیق تر، روابط ایران و آمریکا یک معادله پیچیده چند وجهی است که متغیرها و بازیگران مختلفی در آن به ایفای نقش می پردازند و از اینرو به اعتقاد نگارنده، دو طرف مذاکره در راستای بهبود روابط با چالش ها و موانع اساسی در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی روبرو خواهند بود و از اینرو انتظار نمی رود در آینده ای نزدیک بتوانیم شاهد برقراری روابط یا حتی کاهش تقابل بین دو کشور باشیم  

       به اعتقاد نگارنده در سطح منطقه ای ، بیشتر کشور های همسایه که برخی از آنها رقیب ژئوپلیتیک ایران محسوب می شوند مخالف عادی سازی روابط ایران و آمریکا هستند. واقعیت این است که بر خلاف ایران بیشتر کشورهای همسایه به خصوص در شمال و جنوب از نظر سیاسی نو پا محسوب می شوند و به دلیل ضعف قدرت ملی توانایی ایفای نقش مستقل فراملی را ندارند. این گونه کشورها همانند عربستان، امارات، قطر، کویت در جنوب و جمهوری آذربایجان و... در شمال اساسا هویت ژئوپلیتیکی خود را در رقابت و تقابل با ایران تعریف کرده و از اینرو از حمایت های بی چون و چرای آمریکا برخوردارند و بواسطه حضور و پشتیبانی آمریکا و نیروهای غربی در سطح فراملی و منطقه ای عرض اندام می کنند. حال در صورتی که روابط دو کشور ایران و آمریکا بهبود یابد دلیلی برای حمایت آمریکا  از  این کشورها در تقابل با ایران وجود ندارد.  این وضعیت برای سایر کشورهای منطقه همچون مصر، ترکیه، پاکستان، ترکمنستان و...نیر تا حد زیادی صدق می کند. از سوی دیگر اگر از منظر منافع اقتصادی نیز به موضوع بنگریم، بسیاری از این کشورهای همسایه ایران از روابط تیره ایران  و غرب سود های کلانی می برند. به عنوان نمونه در زمانی که بحث انتقال انرژی آسیای مرکزی به بازارهای جهانی مطرح بود هیات پاکستانی به اتاق بازرگانی ایران آمد و این بحث را مطرح مي‌كردند كه بهترين مسير براي انتقال انرژي آسياي مركزي از مسير افغانستان به بندر گواتر يا كراچي است. علت تاكيد بر اين بحث هم روابط تيره ايران و غرب و مخالفت غرب با مسير ايران بود، این هیات اعتقاد داشتند که حال كه خطوط انتقال انرژی از مسیر ایران عبور نمي كند، پس ایران بهتر است کمک کند به جاي چين يا مسيرهاي ديگر این انرژی از پاكستان عبور كند. و یا نمونه دیگر همزمان با محدودیت های تجاری امارات در چارچوب تحريم های غرب، هیات بلند پایه ای از ترکیه به ایران آمده و مصرانه پیگیر این طرح بودند که ايران به جاي واردات كالا از جنوب كشور و از طریق دبي،  بخش زيادي از كالاهاي وارداتي خود را از بندر ترابوزان ترکیه در ساحل درياي سياه تامین نماید. استدلال آنها اين بود كه اولاً تركيه در تحريمهاي ايران مشاركت نمي كند و راه در رو از تركيه براي دور زدن تحريمها زياد است. ثانياً از ترابوزان تا مرز ايران حدود 500 كيلومتر است و حتي تا تبريز كمتر از 800 كيلومتر است ولي از بندرعباس تا تهران بيش از 1300 كيلومتر و تا شمال غرب كشور بيش 2000 كيلومتر است و حمل كالا از بندرعباس و دبي به بخشهاي شمالي و غربي ايران اصلاً  مقرون به صرفه نيست. ضمن اينكه ناوگان ترانزيت تركيه هم بسيار قوي بوده و راههاي ارتباطي هم توسعه يافته هستند. بر این اساس با برقراری روابط ایران و آمریکا و بهبهود مناسبات با غرب نقش و جایگاه این کشورها در مناسبات و معادلات منطقه ای دچار تحول اساسی می شود و از طرفی وزن و منزلت ژئوپلیتیکی ایران نیز به طور قابل توجهی ارتقاء خواهد یافت و این همان تهدید جدی است که موجب نگرانی سران این کشورها شده و آنها را به تکاپو انداخته است تا به هر نحو ممکن مانع از بهبود و عادی سازی این روابط شوند.

در این بین به نظر می رسد رژیم اشغالگر صهیونیستی مهمترین مخالف بهبود روابط دو کشور ایران و آمریکا در سطح منطقه محسوب می شود. رژیم صهیونیستی که عملکردش در طی شش دهه گذشته نشان از ماهیت و خوی تجاوز طلبی و جنگ افروزی آن دارد، در طی سالهای اخیر و به ویژه بعد از وقوع انقلاب اسلامی در ایران همواره با مظلوم نمایی خود را در معرض خطر و تهدید جهان اسلام معرفی کرده است و از اینرو هر ساله کمک های فراوان مالی،تجهیزاتی، اطلاعاتی را از آمریکا دریافت کرده است. از اینرو این رژیم نگران بهبود روابط دو کشور ایران و آمریکا است که از یکسو موجب کاهش احتمالی سطح کمک های آمریکا خواهد گردید و از سوی دیگر با افزایش قدرت منطقه ای ایران به طور طبیعی قدرت بازیگری این کشور در منطقه کاهش خواهد یافت. دقیقا به همین دلیل است که اسرائیل و به ویژه لابی قدرتمند آیپک در آمریکا به شدت مخالف بهبود روابط دو کشور ایران و آمریکا است و از اینرو تمام تلاش خود را به کار خواهد بست تا مانع از بهبود یا برقراری این روابط شود. ماجرای مونیکا لوینسکی و شرمساری جهانی ناشی از آن برای کلینتون نشان از آن دارد که لابی صهیونستی آیپک برای کنترل رهبران آمریکا ابزار ها و حربه های مختلف  در اختیار دارد.از اینرو دور از انتظار نیست اگر در آینده ای نزدیک شاهد بروز واقعه ای در آمریکا یا بر علیه منافع آمریکا باشیم که مسبب اصلی آن جهان اسلام و ایران معرفی شود تا بدین و سیله و با تهییج افکار عمومی آمریکا، مانع از بهبود روابط دو کشور شوند. در این راستا حوادثی مانند یازده سپتامبر در مقیاسی کوچکتر محتمل است

    به اعتقاد نگارنده در سطح فرامنطقه ای و جهانی نیز بهبود روابط ایران و آمریکا مخالفین بزرگی دارد. شکی نیست که قدرت های بزرگ جهانی همچون روسیه، چین و ... از قِبَل عدم وجود روابط بین ایران و آمریکا در سه دهه گذشته منافع  فراوانی برده اند. به عنوان نمونه پرونده ساخت نیروگاه اتمی بوشهر توسط روس ها و با چندین برابر قیمت معمولی آن،پرونده موشک های اس 300، و... نشان می دهد که روسیه در فضای تقابل بین ایران و آمریکا چه منافع کلانی را در سالهای اخیر به جیب زده است. چین نیز در این فضای تقابل سودهای کلانی را نصیب خود کرده است. وضعیت تحریم ایران و به خصوص تشدید تحریم ها در دو سال اخیرا چین را به بزرگترین شریک تجاری ایران تبدیل کرده است آن هم نه روابط تجاری سالم و با حفظ منافع دو طرف، بلکه روابطی با سود یکطرفه برای چین؛ به طوریکه در مقابل نفت صادراتی ایران، چین نامرغوب ترین و بی کیفیت ترین کالاهای خود را در سطح وسیعی به ایران صادر کرده است. نگاهی به وضعیت کالاهای چینی در ایران نشان می دهد که ایران در طی دو سه سال اخیر به بزرگترین وارد کننده کالاهای نامرغوب چینی تبدیل شده است و این امر متاسفانه شامل تمامی سطوح از وسایل بسیار ایتدایی تا ماشین آلات و تجهزات سنگین می باشد. چین و روسیه در مقابل آمریکا و غرب از کارت ایران به مثابه یک ابزار امتیاز گیری دو سویه استفاده کرده به طوریکه هم از آمریکا و غرب امتیاز گرفته اند و هم از ایران و اینرو اهداف و منافع ملی خود را پیش برده اند. چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه هند نیز درصدد است تا در  قبال نفت صادراتی از ایران گندم و برنج نامرغوب به ایران صادر کند. این وضعیت و صدها سود دیگری که قدرت های بزرگ چون چین، روسیه، هند و... زالو صفتانه در حوزه های مختلف صدور کالا،انرژی،بهداشت  و ...از ایران می برند نشان می دهد، تداوم فضای تقابل بین ایران و آمریکا به نفع آنان است و لذا می توان این کشورها را نیز بر خلاف ژست های دیپلماتیکی که می گیرند در صف بازیگران مخالف برقرار روابط دو کشور ایران و آمریکا دانست.

   در نهایت در سطح ملی و داخلی نیز مسئولین دو کشور با بازیگران مخالف داخلی روبرو خواهند بود که به نوبه خود در برقراری روابط مانع جدی محسوب می شود. به طور خلاصه در ایران این مخالفین در بخش های مختلف و در چهره های متفاوت حضور دارند. به عنوان نمونه برخی از افراد، شخصیت ها، مراجع، اندیشمندان و...در داخل کشور هستند که اساسا رابطه با آمریکا را از نوع رابطه با شیطان دانسته و به این دیدگاه ایدئولوژیک خود کاملا اعتقاد و باور دارند و بدون اینکه به فکر بهره برداری های اقتصادی یا کاسبکاری ها و بازی های مرسوم سیاسی باشند با نفس مذاکره به خاطر ماهیت استکباری و ظالم دولت آمریکا مخالف هستند. در سطح برخی گروهها،تشکل هاو نهاد های  مردمی نیز چنین رویکردی وجود دارد که بنوبه خود می تواند دولت آقای روحانی را به چالش بکشد. البته در این زمینه عده معدودی از کاسبکاران تحریم و قطع رابطه نیز حضور دارند که مخالفت آنها با برقراری روابط دو کشور نه از جنس اعتقاد و نیت خالص، بلکه بواسطه سودهای عظیم مالی است که این افراد و گروههای مافیایی از قِبَل تحریم روابط ایران و آمریکا به جیب می زنند. به نظر می رسد در سطح نهاد های دولتی نیز دیدگاه مشترکی در این رابطه وجود نداشته باشد و این نیز چالشی بزرگ برای دولت روحانی در این مسیر قلمداد می شود. نگاهی به طیف وسیع موضع گیری ها ،مصاحبه ها ومطالب مطبوعات و...در روز های اخیر نشان از این تشتت آرا دارد. لازم به ذکر است با توجه به اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران بر اساس قانون اساسی قائم به ولی فقیه و محوریت رهبر معظم انقلاب است، نوع موضع گیری مقام معظم رهبری بر رویکرد افراد، گروهها، نهادهای مردمی، احزاب و جریانات سیاسی و...بسیار تاثیر گذار است.   

   در نقطه مقابل اوباما و دولت وی نیز در زمینه بهبود روابط با ایران با مخالفین اساسی در داخل مواجه است. بدین ترتیب بسیاری از شخصیت ها، اندیشمندان، نمایندگان کنگره و...یا به دلیل اعتقادات  و دیدگاههای شخصی و یا فشار گروههای فشار داخل آمریکا با برقراری رابطه مخالف هستند. به نظر می رسد لابی صهیونیستی آیپک به عنوان یک گروه فشار قدرتمند می تواند در این زمینه نقش آفرینی بی چون و چرایی داشته باشد. در واقع به جز عده  معدودی از شخصیت ها و احزاب و...که بواسطه دیدگاههای مذهبی یا ملی خود مخالف برقراری این رابطه هستند و به عنوان نمونه همانند دوران بوش و بر اساس عقاید مذهبی ایران را «محور شیطانی» می دانند، سایر افراد،گروهها و سازمانها تحت فشار لابی آیپک به مخالفت با موضع جدید دولت اوباما می پردازند و از طریق مجالس قانونگذاری، مجلس سنا، کارتل های اقتصادی، امپراطوری رسانه ای و ...دولت اوباما را به چالش می کشند تا به هدف خود برسند.  

   نتیجه سخن آنکه با وجودی که برخی شخصیت ها، گروهها، جریانات سیاسی در دو کشور با ذوق زدگی و ساده انگاری خبر از آغاز فصلی جدید در روابط دو کشور ایران و آمریکا می دهند، واقعیت این است که در مسیر برقراری این رابطه موانع اساسی و جدی در سطح ملی، منطقه ای و جهانی وجود دارد. بدیهی است مهارت بازیگران اصلی این ماجرا یعنی دو دولت ایران و آمریکا و نحوه برخورد آنها با این چالش ها و موانع پیشرو نقش و اهمیت اساسی را در ایجاد فضای جدید تعامل یا تداوم تقابل خواهد داشت. به نظر می رسد روسای دو دولت گام آغازین را خوب برداشتند. 



L’EVENTUALE DISGELO NELLE RELAZIONI TRA WASHINGTON E TEHERAN

:::: Seyyed Hadi Zarghani :::: 4 ottobre, 2013 ::::    
L’EVENTUALE DISGELO NELLE RELAZIONI TRA WASHINGTON E TEHERAN

Dopo il viaggio a New York del presidente iraniano Rohani e le inaspettate aperture diplomatiche all’Occidente e soprattutto agli USA, l’attenzione mediatica e degli esperti si è concentrata sulle relazioni tra Iran e Stati Uniti. Come “ciliegina sulla torta” del disgelo apparente tra Teheran e Washington poi, abbiamo potuto apprezzare la telefonata storica tra i due leader, Obama e Rohani, primo contatto diretto tra personalità politiche di spicco delle due nazioni da più di trent’anni a questa parte. Nel recente passato c’erano stati dei contatti per quello che riguarda vicende come quella irachena e afghana, ma mai si erano riscontrati contatti diretti ad alto livello, come quello tra i due presidenti o tra i Ministri degli Esteri, Kerry e Zarif. L’importanza di questi contatti è analizzabile da diverse prospettive, in primo luogo per via del fatto che i due paesi in questione non hanno più relazioni diplomatiche dal 1979, cioè da quando a Teheran un gruppo di rivoluzionari fece irruzione nell’ambasciata a stelle e strisce sequestrando il personale all’interno dell’edificio. Da allora i due paesi hanno vissuto in una situazione di costante guerra fredda.

Ma un eventuale miglioramento dei rapporti bilaterali non ha un impatto solo sulla forza e la tenuta di questi due attori della politica internazionale, ma anche su quella di altri attori, sia in Medio Oriente che a livello globale. Come sappiamo il cuore della geopolitica è rappresentato dallo scontro tra le varie potenze, e la concorrenza avviene su diversi livelli: economia, politica, cultura, strategia militare ecc. I vari attori geopolitici sono in continua lotta tra di loro, per il primato e per la supremazia. Il miglioramento dei rapporti tra USA e Iran ha un effetto diretto sulle altre potenze del Medio Oriente e dell’Asia occidentale. Non a caso alcuni paesi della regione hanno accolto con freddezza le notizie provenienti da Washington, in quanto un disgelo tra USA e Repubblica Islamica porterebbe ad un indebolimento delle istanze anti-iraniane di alcuni attori regionali. Paesi come Arabia Saudita, Emirati Arabi, Qatar, Kuwait e Azerbaigian, sicuramente non vedono di buon occhio un riavvicinamento tra Teheran e Washington. Tutto ciò in base al fatto che questi governi hanno impostato la loro politica regionale su un principio unico, l’opposizione all’Iran, e proprio per questo negli ultimi anni hanno ricevuto molto appoggio da Washington. Ora che Obama sembra voler intrattenere migliori relazioni con Teheran, la paura dei vari attori regionali filoamericani è di essere se non abbandonati, quanto meno “discriminati” dalle nuove scelte della Casa Bianca.

A un livello più basso, esistono serie preoccupazioni per un miglioramento delle relazioni USA-Iran in paesi come Pakistan, Turchia, Egitto e Turkmenistan. Ma il paese in generale più preoccupato per un miglioramento dei rapporti tra l’Iran e gli USA, almeno a livello mediorientale, è sicuramente Israele. A livello globale possiamo dire che certamente nazioni come Russia e Cina hanno beneficiato molto dai pessimi rapporti tra Iran e USA, basterebbe pensare al fatto che le potenze orientali sono i principali fornitori, anche a prezzi non di certo agevolati, di capacità militare e altro alla Repubblica Islamica. Se l’Iran dovesse riallacciare i legami con gli USA e con l’Occidente, Cina e Russia si troverebbero dinnanzi a una concorrenza per ciò che concerne la conquista del mercato iraniano, mentre ora possono agire come monopolisti. Non bisogna inoltre dimenticare il fatto che all’interno di Iran e USA vi sono comunque delle forti opposizioni al miglioramento dei rapporti bilaterali. In Iran il tutto è principalmente riconducibile a certi ambienti religiosi e non, fortemente ideologizzati e antiamericani. La loro opposizione al miglioramento delle relazioni Iran-USA deriva da questioni ideologiche. In altri casi invece vi sono dei monopolisti in ambito economico che campano e prosperano grazie alle sanzioni internazionali; per loro la fine delle sanzioni significherebbe anche la fine del lucro. Lo stesso si può dire per gli USA, dove gli ultraconservatori e i filoisraeliani sono molto contrari al ripristino delle relazioni bilaterali, con il timore che ciò possa isolare Tel Aviv in Medio Oriente. In generale possiamo notare come la vicenda sia molto complessa, e abbia diversi risvolti da analizzare, sia a livello interno di Iran e USA, sia in Medio Oriente, sia per le conseguenze per l’intero scacchiere globale; Russia e Cina rischiano di perdere la “carta iraniana” nelle loro trattative con l’Occidente.

 

* Seyyed Hadi Zarghani è docente di geopolitica presso l’università “Ferdowsi” di Mashad (Iran)

 

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در دوشنبه هشتم مهر 1392 ساعت 1:57 | لینک ثابت |