به یاری خداوند متعال، دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری انجمن ژئوپلیتیک ایران با مجوز شماره‌ی 122002/3/3 به تاریخ08/07/1393 از کارگروه علوم انسانی کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور با سردبیری دکتر محمد باقر قالیباف و مدیر مسؤولی دکتر هادی اعظمی با اهداف زیر اقدام به انتشار مجله « جغرافیای سیاسی » می‌نماید:

  1. تولید، ترویج و ارتقای سطح دانش نظری و تجربی مطالعات مربوط به جغرافیای سیاسی ؛
    2. بسترسازی برای آشنایی دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی و فارغ‌التحصیلان حوزه‌ جغرافیای سیاسی با دستاوردهای علمی جدید؛
    3. بسط همکاری و تعامل علمی بین کنشگران حوزه جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک به منظور تبادل آموخته ها و تجربیات و تقویت فضای گفتگو و نقد اندیشه؛
    4. تلاش در جهت استفاده از نتایج تحقیقات توسط سازمان ها و نهادهای مرتبط نظیر وزارتخانه ها ، نیروهای دفاعی و امنیتی کشور، تبیین و ارائه راه حل؛


این مجله به عنوان یک مجله پژوهشی بین رشته‌ای در حوزه مطالعات جغرافیای سیاسی است و برای چاپ و انتشار مقالات علمی- پژوهشی در زمینه جغرافیای سیاسی ، ژئوپلتیک ، علوم سیاسی و روابط بین الملل در نظر گرفته شده است. از این رو از استادان، دانشجویان، محققان و صاحب‌نظران دعوت می‌شود تا آثار و مقالات پژوهشی خود را در زمینه‌های زیر جهت بررسی و چاپ به دفتر مجله ارسال کنند.

  • مطالعات نظری در زمینه مباحث جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک ؛
  • نقش فناوری های جدید IT وICT در جغرافیای سیاسی ، آمایش و سازماندهی سیاسی فضا ؛
  • آمایش دفاعی و امنیتی فضا ؛
  • جهانی شدن و ارتباط آن با جغرافیای سیاسی ؛
  • ارائه نظریه ها ، الگوها و مدل ها در زمینه جغرافیای سیاسی ؛
  • جغرافیای سیاسی فضای شهری ؛
  • مطالعات مرزی ؛
  • آمایش و سازماندهی سیاسی فضا ؛
  • مطالعات منطقه ای جغرافیای انتخابات با محوریت جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک (خلیج فارس ، قفقاز و... )

    علاقه‌مندان می‌توانند آثار و نوشته‌های خود را به آدرس وب سایت  http://pg.um.ac.ir  ارسال نمایند.

    نشانی: مشهد- میدان آزادی- پردیس دانشگاه فردوسی مشهد- دانشکده ادبیات و علوم انسانی- دفتر مجله جغرافیای سیاسی .  کد پستی: 9177948883            تلفن :38806723-051
    پست الکترونیکی : pg@um.ac.ir
    وب سایت: http://pg.um.ac.ir

 

                              

 

 

                                

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در یکشنبه نهم آذر 1393 ساعت 23:21 | لینک ثابت |

بررسی و شناسایی متغیرهای مؤثر بر بی­ ثباتی نظام سیاسی

فصلنامه ژئوپلیتیک، سال دهم، شماره سوم ،پاییز 1393

دکتر سید هادی زرقانی[1]. دانشیار جغرافیای سیاسی.دانشگاه فردوسی مشهد (نویسنده مسئول)

دکتر هادی اعظمی. دانشیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

راحله احمدی. دانش ­آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگا فردوسی مشهد

 

  چکیده:       

      مهم­ترین دغدغه هر حکومت و نظام سیاسی دست­یابی به ثبات و امنیت پایدار است. ثبات سیاسی حکومت عبارت است از این‎ که ماهیت نظام سیاسی علی‎رغم وجود برخی نوسان‎ها و گذر از بحران‎های مختلف، ثابت و پایدار باقی بماند.از طرفی، هر نظام سیاسی پویا در تعامل با محیط داخلی و خارجی خویش، به ناچار درگیر تنش­ها و بحران­هایی می­شود که اگر نتواند آنها را مدیریت نماید نظام سیاسی دچار بی­ثباتی شده و امنیت آن به شدت در معرض تهدید قرار می­گیرد. بررسی و شناخت متغیرهای مؤثر بر بی­ثباتی نظام سیاسی از جمله روش های مهمی است که می­توان تا حد زیادی در کنترل و مدیریت آنها نقش­آفرینی کرد.دراین پژوهش، مهم­ترین متغیرهای مؤثر بر بی­ثباتی نظام سیاسی، درقالب سه دسته متغیرهای سیاسی،اقتصادی-اجتماعی وفرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است.اطلاعات مورد نیاز تحقیق به دو شیوه کتابخانه­ای و میدانی(پرسشنامه)گردآوری شده است و 146 متغیر، با توجه به نظر نخبگان و صاحبنظران معرفی و مورد آزمون قرار گرفته، سپس این متغیرها وزن­دهی و رتبه­بندی شده­اند و مهمترین متغیرها در هر فاکتور شناسایی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در فاکتور سیاسی وقوع انقلاب، کودتا، جنگ داخلی، کاهش مشروعیت رژیم؛ درفاکتوراجتماعی–فرهنگی؛بروز آشوب‌هاي شهري،نابرابری اجتماعی، فساداداری– مدیریتی، کمبود آزادی‌های مدنی و سرانجام در فاکتور اقتصادی؛ نرخ بالای بیکاری، فساد مالی در نظام سیاسی-اداری،افزایش فقر و محرومیت وتبعیض اقتصادی مهمترین و تأثیرگذارترین متغیرها بوده­اند.

واژگان کلیدی: ثبات، بی­ثباتی، نظام­های سیاسی، شاخص­ها و متغیرها

 

این مقاله در مجله ژئوپلیتیک منتشر شده است برای دسترسی به اصل مقاله  اینجا  کلیک کنید



[1] -    Email: h-zarghani@um.ac.ir                                                                                  

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در یکشنبه دوم آذر 1393 ساعت 21:49 | لینک ثابت |

اولین همایش تمرکز زدایی و ساماندهی تهران

 

آدرس وب سایت همایش

http://www.pgsp.ir

 

 

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در چهارشنبه هفتم آبان 1393 ساعت 19:52 | لینک ثابت |

تحليل ريسك اهميت مراكز حياتي، حساس و مهم كلانشهر مشهد

 

دکتر سید هادی زرقانی. دانشیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

مرتضی رضوی نژاد. کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

h-zarghani@um.ac.ir

 

چکیده :

اکثر حملات و بمباران‌هایی که در جنگ­های شش دهه اخیر در دنیا اتفاق افتاده، متمرکز بر دارایی­های دشمن بوده و همواره متخاصمان در نبرد با یکدیگر سعی داشته‌اند تا توان عملیاتی و خدمات ضروری دشمن خود را به هر طریقی از جمله بمباران و از بین بردن نیروگاه‌های برق، سد­های ذخیره آب، تصفیه خانه­های آب، مراکز استحصال گاز، مراکز فرماندهی و تصمیم­گیری و ... به حداقل کاهش داده تا بتوانند از خلاء موجود استفاده کرده و بر دشمن غلبه نمایند. از این­رو کشورها سعی دارند تا در راستای اقدامات دفاعی و پدافندی خود حداکثر حفاظت را از این مراکز داشته باشند. در این نوشتار با روشی توصیفی تحلیلی و با استفاده پرسشنامه کارشناسان به تعداد 50 عدد سعی شده است: اولاً مراکز با اهمیت ویژه را در کلانشهر مشهد شناسایی و در قالب سه گروه حیاتی، حساس و مهم تقسیم­بندی شوند، دوماً ارزش ریسکی هر کدام از این مراکز را نیز از نظر اهمیت حمله به آن‌ها، به روش تحلیل شبکه­ای (ANP) تببین شد تا مشخص شود هر کدام از این دارایی‌ها نسبت به یکدیگر دارای چه درجه‌ای از اهمیت می‌باشند. در نهایت با استفاده از تحلیل داده در نرم افزار Super Decisions مشخص گردید در گروه مراکز حیاتی در کلانشهر مشهد فقط یک مرکز وجود دارد که با امتیاز 1 بیشترین اهمیت امنیتی را داراست، بعد از آن در گروه مراکز حساس 22 مکان وجود دارد که حرم مطهر امام رضا (ع) و نیروگاه توس به ترتیب با امتیازات 92/0 و 89/0 بیشترین اهمیت را در این رده داشته و در گروه مراکز مهم نیز 20 مکان وجود دارد که تاسیسات شرکت گاز، سیلوی غلات و سد کارده به ترتیب با 87/0، 80/0 و 78/0 در رتبه­های اول تا سوم قرار گرفتند.

 واژگان کلیدی:  اولویت ریسک؛ مراکز حیاتی؛ تحلیل شبکه‌ای؛ کلانشهر مشهد

 

برای دسترسی به متن کامل مقاله     کلیک نمایید

 

shahr.journals.umz.ac.ir/pdf_686_5604e9749cc572e545464fbbeaecc6c8.html

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 ساعت 0:18 | لینک ثابت |
هفتمین کنگره انجمن ژئوپلیتیک ایران با موضوع جغرافیای سیاسی شهر با همکاری شهرداری تهران در بهمن 1393 برگزار می گردد

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در دوشنبه سوم شهریور 1393 ساعت 20:20 | لینک ثابت |

Call for Papers and Sessions

21st Annual Critical Geography Conference: How Power Happens

Temple University, Philadelphia, PA, November 7-9, 2014

Hosted by Temple University’s Department of Geography and Urban Studies, the 21st Annual Critical Geography Conference hopes to include a wide array of scholars and activists doing work in critical geography.  This year’s overarching theme connotes an exploration of how we understand, follow, imagine, feel, utilize, yield to and alter the workings of power. Power has been theorized from the top down and the bottom up, as structure and as capillary, as productive and destructive, and as both immaterial and material. We hope to use geography’s diverse engagements with power as an entry point for generating discussions across the ‘divides’ of critical geography – specifically divides between approaches attending to structural forces, focusing on knowledge production and meaning making, and/or tracing power into bodies and matter/materiality. As our logo <tucriticalgeography.org> seeks to make clear, the conference locates the question of “how power happens?” at the core of these three areas of inquiry, and calls upon critical geographers to create fruitful conversation and debate within the apparent areas of overlap.

The conference will begin on Friday, November 7th, 2014. The opening evening will feature a keynote address by Dr. Mona Domosh from the Department of Geography at Dartmouth College.

 The program on Saturday, November 8th and Sunday, November 9th will consist of paper sessions, panels, round table discussions, and sessions with alternative formats.

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ساعت 12:22 | لینک ثابت |

بررسي ساختار فضايي قدرت سياسي در ايران باستان

فصلنامه بين المللي ژئوپليتيك ، سال دهم، شماره 1 (پياپي 33)

دکتر هادی اعظمی دانشیار جغرافیای سیاسی  دانشگاه فردوسی مشهد

دکتر سید هادی زرقانی  دانشیار جغرافیای سیاسی    دانشگاه فردوسی مشهد

مسعود حمیدی   دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

چکيده:
ساختار قدرت سياسي و توزيع فضايي آن يكي از مهمترين موضوعاتي مي باشد كه در جغرافياي سياسي مورد بررسي قرار مي گيرد. كشور ايران با تمدن چند هزار ساله، داراي ساختار قدرتي متمركز و بسيط مي باشد و دلايل آن را بايد در ايران باستان و ريشه تشكيل اولين حكومت ايراني (ماد) و سير گرايش به تمركز قدرت جستجو كرد.
تحقيق حاضر با بررسي ساختار فضايي قدرت سياسي در ايران باستان يعني در دوره هاي مادها، هخامنشان، اشكانيان و ساسانيان به كنكاش در دلايل موثر بر ساختار قدرت در ايران باستان مي پردازد و بر اين اساس به نظر مي رسد كه دليل تشكيل اولين دولت متمركز ايران يعني مادهاموقعيت جغرافيايي ايران و و جود دشمن خارجي قدرتمندي به نام آشور مي باشد.
ساختار قدرت در ايران در ابتدا متمركز نبوده بلكه بيشتر حالت اليگارشي داشته است كه اين ساختار رفته رفته به شكل بسيط در آمده و در دوره ساسانيان بهشكل حكومت بسيط متمركز تغيير حالت داد و يكي از مهمترين دلايل آن نفوذ مبلغان مذهبي در ساختار قدرت مي باشد. لازم بهذكر است عواملي ديگر چون وسعت جغرافيايي، و ناهمواريها در الگوي فضايي توزيع قدرت سياسي در ايران موثر بوده اند

   برای دریافت اصل مقاله  اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 ساعت 12:50 | لینک ثابت |

دیپلماسی شهری ،تحلیل نقش شهرها به عنوان بازيگرجديد عرصه روابط بين الملل

 

دکتر سید هادی زرقانی، دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد.ایران[1]

دکتر محمد جواد رنجکش، استادیار روابط بین الملل. دانشگاه فردوسی مشهد.ایران

منصوره اسکندران، دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی،دانشگاه آزاداسلامی. واحدمشهد

مطالعات و پژوهش های شهری و منطقه ای

سال پنجم،شماره بیستم، بهار 1393

 

چکیده:

  همگام با جهانی شدن و با رشد فنآوری اطلاعات و توسعه شبکه های ارتباطی، شهرها درفضایی متشکل ازجریانها به بازیگران اصلی حوزه ارتباط واقتصاد جهانی تبدیل شده اند. تمرکز و همگرایی حوزه های مختلف درشهرها نشان دهنده حرکت سریع جهان به سمت شهری شدن و توسعه هرچه بیشتر کلانشهرها و تبدیل آنها به شهرهای جهانی و در نهایت جهان شهرها می‌باشد. دراين فضا، شهرها باارتقاء جایگاه اقتصادی، سیاسی، فن آوری، فرهنگی و زیر ساختی خود از توان، نفوذ و اعتبار کافی برای اجرای فعالیت‌های دیپلماتیک برخوردار می‌شوند و درراستای فعالیت‌های خود شکل نوینی از دیپلماسی را نمایان می‌سازند که از آن با عنوان دیپلماسی شهری یاد می‌شود. این مقاله از حیث ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی است و تلاش دارد به شیوه اسنادی و در چارچوب بحث دیپلماسی شهری، نقش و کارکرد شهرها را به عنوان بازیگران جدید روابط بین‌الملل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شهرها با ایفای نقش فراملی خود در زمینه‌های امنیت، توسعه, اقتصاد، فرهنگ، شبکه‌سازي، و حضور در سازمانهاي بين‌المللي به بازیگرانی فعال در عرصه روابط بین‌الملل تبدیل شده‌اند.

واژگان کلیدی: شهر، جهاني‌شدن، دیپلماسی‌شهری، روابط بين‌الملل

 

. برای دریافت اصل مقاله  اینجا   کلیک کنید.

 


[1](نويسنده مسئول)                               Email:h-zarghani@um.ac.ir    

 

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 ساعت 0:20 | لینک ثابت |

تحلیل نقش عوامل طبیعی بر نفوذ پذیری و امنیت مرز

با تاکید بر مرزهای شرقی ایران-افغانستان

 

سید هادی زرقانی. استادیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

Email:h-zarghani@um.ac.ir

 

مجله دانش انتظامی خراسان رضوی. سال پنجم. شماره بیست و دوم . زمستان 1392


چکیده:

   مرز های بین المللی خطوطی اعتباری و قرار دادی هستند که اساسا با هدف تعیین حد خارجی سرزمین یک دولت ایجاد شده و از این رو مشخص کننده محدوده حاکمیت دولت برمردم و منابع تحت نفوذش هستند. اندیشمندان برای مرزهای بین المللی نقش و کارکردهای متفاوت سیاسی،نظامی،اقتصادی،اجتماعی قائل هستند ،لیکن بيش‌تر صاحب‌نظران بر کارکرد دفاعی-امنیتی مرز تاکید کرده و معتقدند مهم‌ترين نقش مرز، ايجاد مانع و محدودیت در برابر حركت انسان، كالا و تفكرات است. اهمیت کارکرد بازدارندگی و دفاعی مرز به این دلیل است که عمدتا کشورهای همسایه به عنوان منبع تهدید محسوب شده و تلاش حکومت ها بر این است که مرزهای آنها جز در برخی گذرگاههای مجاز غیرقابل نفوذ باشد تا بدين وسيله حاكميت آن‌ها بر سرزمين خود دچار خدشه نشده و امنيت كشور در ابعاد گوناگون سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي آسيب نبيند. عوامل و متغیرهای مختلف جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی، ژئوپلیتیکی،اجتماعی و فرهنگی بر نفوذ پذیری مرز و افزایش تردد های غیرمجاز مرزی تاثیر دارند. ویژگی های طبیعی و جغرافیایی مرز و مناطق مرزی شامل توپوگرافی و وضعیت ناهمواری ها، وضعیت آب و هوا و شرائط اقلیمی،پوشش گیاهی، رودها و پیکره های آبی مشترک مرزی از جمله متغیرهایی هستند که بر نفوذ پذیری مرزها تاثیر داشته و به تبع آن امنیت مرز و مناطق مرزی را تحت تاثیر قرار می دهند. این مقاله به بررسی نقش و تاثیر عوامل طبیعی (اقلیم، پوشش گیاهی،رودهای و دریاچه های مرزی و...  )بر نفوذ پذیری و امنیت مرزهای شرقی می پردازد. 

         

          برای دریافت اصل مقاله اینجا  کلیک نمایید

 

 

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در جمعه پنجم اردیبهشت 1393 ساعت 18:6 | لینک ثابت |

بررسی و تحلیل جایگاه جنگ نرم در پدافند غیر عامل

با تاکید بر تهدیدات اجتماعی و فرهنگی


 دکتر سید هادی زرقانی،استادیار جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

الهه نورانی جنید آباد ،دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

 

چکیده :

پدافند غیر عامل  به مجموعه اقدامات و تدابیری گفته می شود که بدون بکارگیری سلاح موجب کاهش آسیب پذیری ها و افزایش پایداری در مقابل تهدیدات می شود. در واقع ما تهدیداتی در دو حوزه سخت، نرم داریم که تلاش می شود با مجموعه ای از سیاست ها و اقدامات غیر نظامی به مقابله با آنها بپردازیم تا کاهش آسیب پذیری و افزایش پایداری حاصل شود.در این بین آنچه مورد تهدید قرار می گیرد می تواند شامل افراد و جامعه انسانی، تاسیسات و فضاهای انسان ساخت،محیط زیست و حکومت یا نظام سیاسی باشد. تاکنون رویکرد غالب در مطالعات و پژوهش های پدافند غیر عامل عمدتا تهدیدات سخت مانند حمله نظامی، اقدامات تروریستی و... بوده است و از اینرو آنچه بیشتر به عنوان مولفه مورد تهدید مطرح می شده است، فضای انسان ساخت و مراکز و تاسیسات حیاتی، حساس و مهمی بوده است که وظیفه خدمات رسانی به جامعه را بر عهده داشته است. در این چارچوب عمدتا پژوهش های صورت گرفته در حوزه فنی مهندسی، برنامه ریزی شهری، معماری و شهرسازی و... بوده است و هدف اصلی این نوع پژوهش ها عمدتا این بوده است که با رعایت اصول پدافند غیر عامل چون استتار، اختفاء، پوشش، مقاوم سازی و... مراکز و تاسیسات شهری، حیاتی، حساس و مهم از گزند حملات نظامی و تروریستی دشمن محفوظ بماند. حال آنکه ، امروزه تهدیدات جدیدی در قالب جنگ نرم متوجه افراد، جامعه، نظام سیاسی و حکومت است که بدون استفاده از شیوه ها و تجهیزات خشن سنتی و نظامی، با پیچیده ترین و ظریف ترین روش ها و با کمک ابزار های مدرنی چون ماهواره، اینترنت و... به تخریب و تهدید می پردازند. این پژوهش تلاش دارد با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی و تبیین جایگاه جنگ نرم و تهدیدات ناشی از آن در عرصه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بپردازد و نقش و جایگاه پدافند غیر عامل را در این زمینه ها مورد واکاوی قرار دهد.

واژگان کلیدی:  پدافند غیر عامل، جنگ نرم، فرهنگی، اجتماعی، تهدید


 این مقاله در همایش سراسری پدافند غیر عامل در علوم و مهندسی در دانشگاه امام حسین (ع) ارائه  و در مجموعه مقالات همایش منتشر شده است برای دریافت اصل مقاله اینجا کلیک نمایید.

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ساعت 19:33 | لینک ثابت |

بررسی شیوه‌ها و سیاست‌های مدیریت مرز‌ها و نقش آن در امنیت مرز نمونه موردی: مرزهای شرقی ایران(خراسان رضوی – افغانستان)

دکتر سید هادی زرقانی . استاد یار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

دکتر هادی اعظمی . استاد یار جغرافیای سیاسی . دانشگاه فردوسی مشهد

امین لطفی .  دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی. دانشگاه فردوسی مشهد

 مجله جغرافیا و توسعه ناحیه ای( بهار و تابستان 1392)  

سال 11, شماره 20 (1392)

چکیده:
مرز سیاسی به پدیده‌ای فضایی اطلاق می‌شود که منعکس کنندة قلمرو حاکمیت یک دولت بوده و مطابق قواعد خاص در مقابل حرکت انسان، انتقال کالا یا نشر افکار و .... مانع ایجاد می‌کند. به اعتقاد بیشتر صاحب نظران، اولین و مهم‌ترین کارکرد مرز، کارکرد دفاعی- امنیتی آن است و دغدغة اصلی حکومت‌ها این است که مرزهای کشورها جز در برخی گذرگاه‌های مجاز غیر قابل نفوذ باشد تا امنیت کشور از ابعاد مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی– فرهنگی مورد تهدید واقع نشود. یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر امنیت مرزها، سیاست‌های کنترل و مدیریت مرزهای بین‌المللی است. کشورهای مختلف متناسب با ویژگی‌های خود ممکن است سیاست مرزهای بسته، باز و یا کنترل¬شده را انتخاب کنند و پیرو آن از طرح¬ها، شیوه¬ها، اقدامات و تجهیزات متفاوتی نیز برای نظارت و کنترل مؤثر مرزهای خود بهره بگیرند. در بین مرزهای ایران و همسایگان، مرزهای شرقی ایران و افغانستان به دلیل وجود شرایط خاص همچون بی‌ثباتی سیاسی و فقدان چتر حاکمیتی فراگیر در افغانستان، ترددهای غیر قانونی اتباع مهاجر، قاچاقچیان و اشرار، حضور و فعالیت گروه‌های مسلح تروریستی همچون طالبان و القاعده و کارتل¬های مواد مخدر و... از جمله مناطق ناامن محسوب شده و تا کنون تلاش‌های متعددی از سوی مقامات و نهادهای مسؤول برای کنترل این مرزها صورت گرفته است. در این پژوهش، سیاست‌ها و روش‌های کنترل و مدیریت مرز در طول مرزهای شرقی(خراسان رضوی و افغانستان) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. گردآوری اطلاعات به شیوة کتابخانه‌ای و میدانی انجام شده و اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار Spss و با روش توصیفی- تحلیلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که سیاست‌ها و شیوه‌های کنترل و مدیریت مرز در طول مرزهای خراسان رضوی و افغانستان نقش مؤثری در کنترل و نفوذناپذیری مرز داشته است.

کلمات کلیدی

مرز بین‌المللی، امنیت مرز، سیاست‌های کنترل مرز، خراسان رضوی، افغانستان.

 

این مقاله در مجله علمی -پژوهشی جغرافیا و توسعه ناحیه ای دانشگاه فردوسی مشهد چاپ شده است برای دسترسی به متن کامل مقاله اینجا   کلیک نمایید

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ساعت 1:26 | لینک ثابت |

Geopolitical Challenges of Convergence in Islamic World

Authors     : M. R. Hafeznia; Seyed Hadi Zarghani
 Human Geography  Research quarterly


 PDF (1643 K) 


Introduction
Islamic world is a term applied to the countries in which the majority of populations are Muslims. At the present time, The Islamic world is combination of territories with variety of human and natural variations. Thanks to human and natural resources, strategic position, and common beliefs, the Islamic World is capable to play a role as regional power actor in world geopolitical order; but due to some factors and disagreements, such as religious and ethnic fragments, different political attitudes and political system, lack of independency, political and economic dependency to big state, territorial conflicts and etc, these potentials have unfortunately not been used appropriately so far. It should be mentioned that in spite of disintegrations caused by diversification among Islamic World, there is a context for Convergence and structural and functional incorporation, common interests and needs, common threats and so on which can lead to unity and combination in Islamic World. This article investigates and analyzes the most significant geopolitical challenges for Islamic world Convergence.
The Islamic World covers some vast lands in Asia, Africa and some part of Europe and considering the important geopolitical, geostrategic and geo-economic capabilities it enjoys, this land has many potentialities to become a power in the global geopolitical system. According to the experts, the Muslim countries can achieve their real status in the global power system through the convergence and unity and as the result the ground will be prepared to meet the interests of all Muslim countries via establishing «Islamic Countries Union».


Methodology
This article investigates and analyzes the most significant geopolitical challenges for Islamic world Convergence such as lack of independency, political and economic dependency to big state, religious and ethnic fragments, different political attitudes and political system, territorial conflict and so on which can lead to divergence and schism in Islamic World. This study employs the analytical-descriptive research method using documentation and literature review.


Results and Discussion
There are factors in the way of Muslim countries’ unity such as religious and civilization similarities, structural and practical homogeneity and similarity, common interests and requirements, and the common sense of being threatened that can play role as the main base of convergence. On the other side, unity and convergence in the Islamic World is also faced with some substantial barriers and challenges. The followings are some of the main factors which create distance, separation and divergence among the Muslim nations and governments: The main reason which prevents from the Islamic World categorizing and as the result the regional convergence is the geographical detachment and lack of the land integrity, in such a way that the Islamic World could be categorized into some 11 geographical areas. The other factor is the religious and ideological differences as well as different interpretations of Islam that mostly emphasize their legitimacy and accept the others less and unfortunately some of them accuse the others of being infidel. So, cultism is an important barrier in the unity of Muslim World and the Muslims. The third factor is border and land conflicts between the Muslim countries. Existence of such conflicts especially when they become ideological and political is another main factor of divergence and conflict in the Islamic World. Too much difference in the income and social-economic development of the Muslim countries is one of the other factors led to divergence in the Islamic World and make some big barrier in cooperation of the Muslim countries. Existence of the poles of power with almost the same geopolitical status in the Islamic World and the competition and conflict between them is the other barrier in terms of convergence in the Islamic World. In addition, the Muslim countries’ political, martial, economical, and technological dependence to the world powers in the past and at the present has laid the ground for their interference and also for increasing the gaps and separations in the Islamic World and led to aggravating the conflicts and tensions among the Muslim countries. Finally, the economic structures of Muslim countries including both production and consumption sectors is the other barrier for convergence in the Islamic World. Given that most of the Muslim countries export the raw materials, mineral materials, agricultural products etc on one side and on the other side they import industrial products and foodstuffs from the non-Muslim countries, instead of complementing each other, the Muslim countries are the rivals of each other in the field of trade. These are the main barriers which prevent from the convergence in the Muslim countries and aggravate divergence in them.


Conclusion
In analyzing the divergent and convergent forces in the Islamic World, it seems that the divergent forces act more efficiently than the convergent ones both in terms of the power and number. In other words, despite existence of proper ground for the convergence, it could be said that the convergence process in the Islamic World faces serious challenges and barriers. There is no doubt that removing the barriers in the way of convergence and unity or reducing their role and significance requires conducting comprehensive and scientific studies by the Muslim scientists and preparing precise and realistic strategies. The obvious point is that today’s world requires convergence and unity in the economic, political, cultural and social fields urgently and the globalization trend has led the nations toward the regional and global convergence. In such circle, the Islamic World should relies on the Islam-based convergence more than before.

Keywords
Convergence; Divergence; Geopolitical Challenges.; Integration; Islamic world

نوشته شده توسط سید هادی زرقانی در سه شنبه دهم دی 1392 ساعت 1:38 | لینک ثابت |